شدهاند و هر كس شاخهاى از آن را بگيرد ، همان شاخه ، او را به سوى آتش دوزخ مىكشاند .
565 . شرّ ما في الرّجل شحّ هالع و جبن خالع .
بدترين صفت مرد ، بخل شديد و ترس بسيار است .
566 . لا تجتمع خصلتان في مؤمن : البخل و الكذب .
دو صفت ، در انسان مؤمن جمع نمىشود : بخل و دروغگويى .
567 . ما محق الإسلام محق الشّحّ شئ .
هيچ چيز ، مانند بخل ، مسلمانى را پايمال نمىكند .
568 . أقلّ النّاس راحة البخيل .
آسايش بخيل ، از همهء مردم كمتر است .
569 . انّ السيّد لا يكون بخيلا .
انسان آقا ، بخيل نيست .
570 . برء من الشّحّ من أدّى الزّكاة و قري الضّيف و اعطى في النّائبة .
كسى كه زكات خود را بپردازد و مهمان دعوت كند و در سختى ، بخشش كند ، از بخل به دور است .
571 . البخيل من ذكرت عنده فلم يصلّ عليّ .
بخيل كسى است كه نام مرا نزد او ببرند و بر من درود نفرستد .
572 . الشّحيح لا يدخل الجنّة .
بخيل وارد بهشت نمىشود .
نهج — صفحة 122
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص١٢٢