تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
دماءكم و استحلّوا محارمهم . از بخل بپرهيزيد ؛ زيرا بخل پيشينيان را هلاك كرد و آنان را به ريختن خون يكديگر و حلال شمردن محارم خويش وا داشت . 560 . أعجز النّاس من عجز عن الدّنيا و أبخل النّاس من بخل بالسّلام . ناتوان‌ترين مردم كسى است كه از كار دنيا عاجز بماند و بخيل‌ترين مردم كسى است كه در سلام كردن بخل ورزد . 561 . أيّ داء أدوى من البخل . هيچ دردى بدتر از بخل نيست . 562 . حسب امرئ من البخل أن يقول آخذ حقّي كلّه و لا أدع منه شيئا . در بخل انسان ، همين بس كه بگويد : همهء حقم را مىگيرم و چيزى از آن را رها نمىكنم . 563 . خصلتان لا يجتمعان في مؤمن : البخل و سوء الخلق . دو صفت ، در انسان مؤمن جمع نمىشود : بخل و بداخلاقى . 564 . السّخاء شجرة من أشجار الجنّة أغصانها متدلّيات في الدّنيا فمن أخذ بغصن منها قاده ذلك الغصن الى الجنّة و البخل شجرة من أشجار النّار أغصانها متدلّيات في الدّنيا فمن أخذ بغصن منها قاده ذلك الغصن الى النّار . سخاوت درختى از درختان بهشت است كه شاخه‌هاى آن ، در دنيا آويخته شده‌اند . هر كس شاخه‌اى از آن را بگيرد ، همان شاخه ، او را به سوى بهشت مىكشاند و بخل درختى از درختان دوزخ است كه شاخه‌هاى آن در دنيا آويخته