منه كما يكره أن يلقى في النّار .
سه چيز در هر كس باشد ، شيرينى ايمان را چشيده است : اين كه خدا و پيامبرش نزد او از همه محبوبتر باشند ، و آن كه ديگران را براى خدا دوست بدارد ، و آن كه پس از آن كه خدا او را از كفر نجات داد ، از بازگشت به آن بيزار باشد ، چنان كه افتادن در آتش را دوست ندارد .
513 . جدّدوا ايمانكم أكثروا من قول « لا إله الّا اللّه » .
ايمان خود را تازه كنيد ، « لا إله الا اللّه » بسيار بگوييد .
514 . الحياء و الإيمان مقرونان في قرن واحد فاذا سلب احدهما تبعه الآخر .
حيا و ايمان ، همراه يكديگرند . اگر يكى رفت ، ديگرى نيز در پى آن مىرود .
515 . الحياء و لإيمان مقرونان لا يفترقان الّا جميعا .
حيا و ايمان ، همراه يكديگرند و جز با هم ، از كسى دور نمىشوند .
516 . الحياء و العىّ شعبتان من الإيمان و البذاء و البيان شعبتان من النّفاق .
حيا و كمحرفى دو شاخهء ايمانند و خشونت و پرگويى از لوازم نفاقند .
517 . خمس من الإيمان من لم يكن فيه شىء منهنّ فلا ايمان له : التّسليم لأمر اللّه و الرّضا بقضاء اللّه و التّفويض الى اللّه و التّوكّل على اللّه و الصّبر عند الصّدمة الاولى .
پنج چيز از لوازم ايمان است و هر كس يكى از آنها در او نباشد ، ايمان ندارد :
تسليم فرمان خدا بودن و رضا به قضاى الهى و واگذارى كارها به خدا و توكل بر خدا و صبر به هنگام نخستين صدمه .
نهج — صفحة 110
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص١١٠