حيا و ايمان ، همراه يكديگرند . پس وقتى كه يكى را گرفتند ، ديگرى همراه ان مىرود .
502 . انّ لكلّ شىء حقيقة و ما بلغ عبد حقيقة الإيمان حتّى يعلم أنّ ما أصابه لم يكن ليخطئه و ما أخطأه لم يكن ليصيبه .
براى هر چيزى حقيقتى هست و بنده به حقيقت ايمان نمىرسد مگر آن كه بداند كه هر چه به او رسيد است ، ممكن نبود كه نرسد و هر چه به دو نرسيده است ، ممكن نبود كه برسد .
503 . انّ من تمام العبد أن يستثني في كلّ حديثه .
نشانهء كمال ايمان انسان ، اين است كه در همهء سخنان خود ، ان شاء اللّه بگويد .
504 . الإيمان الصّبر و السّماحة .
ايمان عبارت است از صبر و بخشش .
505 . الإيمان معرفة بالقلب و قول باللّسان و عمل بالأركان .
ايمان عبارت است از معرفت با قلب و گفتار با زبان و عمل با اعضا .
506 . الإيمان نصفان : نصف في الصّبر و نصف في الشّكر .
ايمان دو نيمه است : نيمى صبر و نيمى شكر .
507 . الإيمان و العمل قرينان لا يصلح كلّ واحد منهما الّا مع صاحبه .
ايمان و عمل ، همراه يكديگرند و هيچ يك از آن دو بدون ديگرى درست نيست .
508 . ثلاث من أخلاق الإيمان : من اذا غضب لم يدخله غضبه في باطل و من اذا
نهج — صفحة 108
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص١٠٨