بازگشتند .
چون لهراسب از پايان كار و زندگى كىخسرو آگاه گشت بر تخت بر آمد . گُردان بر جاى خود نشستند
به آواز گفت اى سران سپاه * شنيده همه پند و اندرز شاه
مرا هر چه فرمود و گفت آن كنم * بكوشم به نيكى و فرمان كنم
گُنه كار باشد به يزدان كسى * كه اندرز شاهان نخواند بسى
همه مهتران بر لهراسب آفرين خواندند ، و فرمانبرى را سر بر زمين نهادند . لهراسب در مهرگان تاج بر سر نهاد .
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى) — صفحة 404
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٤٠٤