از مسلمانان ، بلكه مختصّ بنى هاشم بود ، و آن امر اين بود كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله وقتى كه نماز مىكرد بر هاشمى ، و آب بر قبر او پاشيده مىشد ، مىگذاشت آن حضرت دست مبارك خو را بر آن قبر از جهت طلب رحمت ، تا آن كه ديده مىشد اثر انگشتان مبارك آن حضرت در گل آن قبر .
پس بود اين كه مرد غريب يا مسافرى كه از اهل مدينه بودند مىآمدند ، پس مىديدند قبر تازهاى كه بر او اثر دست رسول اللَّه صلى الله عليه و آله هست ، پس مىگفتند : كه فوت شده است از آل محمّد صلى الله عليه و آله كه آن حضرت دست مبارك بر قبر او گذاشته ؟
و از اين حديث شرافت بنى هاشم و تفضيل ايشان كه مختصّ به ايشان بود ، اين احسان معلوم مىشود .
استخوانم شمع كافورى بمحشر مىبرد * گر شبى آن ماه تابان از مزارم بگذرد
و مستفاد مىگردد كه بنى هاشم مطلقا از جملهء آل محمّدند صلى الله عليه و آله ، و بر ايشان آل اطلاق مىشود .
و از فضائل غريبهء آل محمّد است صلى الله عليه و آله آنچه در بعضى از فقرات روايت مبسوطه وارده در بيان مولد ابى الحسن موسى عليه السلام در اصول كافى واقع است ، بأدنى تغيير في النقل اختصاراً له : ليس بيت المقدس ولكنّه البيت المقدس ، وهو بيت آل محمّد صلى الله عليه و آله ، وتلك محاريب الأنبياء ، وإنّما كان يقال لها : حظيرة المحاريب « 1 » .
وفي كتاب الفصول للسيد المرتضى رحمه الله : روى الشيخ أنّه قال بعض الشيعة لبعض الناصبية في محاورته له في فضل آل محمّد صلى الله عليه و آله : أرأيت لو بعث اللَّه نبيه صلى الله عليه و آله أين ترى كان يحطّ رحله وثقله ؟ قال : فقال له الناصب : يحطّه في أهله وولده ، قال : فقال له الشيعي : فإنّي قد حططت هواي حيث يحطّ رسول
هامش
( 1 ) اصول كافى 1 : 482 .