چون شمع صبح دم نفسى مانده از حيات * وقت است اگر عيادت رنجور من كنى
وفات مؤلّف و مزار ايشان
راجع به سال وفات مؤلّف اختلاف واقع شده ، مرحوم علّامه شيخ محمّدعلي حزين در تذكره گفته : در سنهء ثلاث و ثلاثين و مائه بعد الألف ( 1133 ) ه به روضات جنان انتقال نمود .
و در منابع ديگر همچون در ذريعهء مرحوم آقا بزرگ طهرانى سال وفات ايشان را در سنهء ( 1145 ) ه ، و مدفن ايشان را در تخت فولاد نوشتهاند . و هردو صحيح نمىباشد .
و مرحوم مهدوى در بارهء مدفنش مىنويسد : مدفنش در مقبرهء مخصوص در قبرستان قريهء ورنوسفادرون از قراى ثلاثهء سدهء ماربين معروف است .
و مرحوم ذكاء الملك در تاريخ اصفهان چنين مىنويسد : هنگامى كه شاه سليمان قصد داشت براى خود وليعهدى انتخاب كند ، مجمعى از علما و بزرگان كشور تشكيل داد ، و پس از شور با آنان شاه سلطان حسين را انتخاب نمودند ، به اين ترتيب از قرآن تفأل زده شد اوّل سورهء حج آمد سر صفحه
( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ )
.
چون بسم اللَّه در اوّل صفحه بود ، حضّار به فال نيك گرفتند ، فقط امير محمّداشرف به مناسبت آيهء اوّل سوره به وضعيت خوش بين نبود ، و چون شاگردانى در سدهء اصفهان داشت ، و اهالى سده فوق العاده علاقهمند به ديانت و روحانيت بودند ، هميشه به آنجا رفت و آمد مىكرد .
موقع حملهء افغان آن مرحوم به سده هجرت نمود ، و پس از محاصرهء اصفهان و قتل غارت و كشتن علما ، شاه افغان دو نفر مأمور به سده فرستاد كه مير محمّداشرف را دستگير و به شهر بياورند ، اهالى سده گوش و بينى مأمورين