تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
يعقوب بن محمد انصارى و ابو عبد الله محمد بن حسن شيبانى و بعد از او ابراهيم بن خالد ، ابو نصر كلبى ، است . « طبرى در اين كتاب ، ابتداء ، عبد الرحمن بن كيسان را هم كه از اهل نظر بوده است آورده است ليكن بعدا او را به جهتى از كتاب خويش اسقاط كرده است . « اين كتاب را طبرى براى اين كه گفته هاى فقيهان را متذكر باشد و ، در مقام مناظره با اشخاص ، از آن استفاده كند براى خود نوشته و ، باصطلاح امروز ، يادداشت كرده و آن را بر شاگردان و اصحاب خود قرائت كرده است . پس از آن انتشار يافته است . « محمد بن داود اصفهانى هنگامى كه كتاب معروف به كتاب « الوصول إلى معرفة الاصول » خود را نوشته در باب « اجماع » از طبرى نقل كرده كه : او اجماع را عبارت از اجماع اشخاصى كه در بالا نام برده شده‌اند ( هشت تن : مالك و . . ) نه غير ايشان مىداند چون ديده است كه طبرى گفته است : « اجمعوا و اجمعت الحجة » و بعد كه ديده است در آغاز باب خلاف طبرى گفته است « ثمّ اختلفوا فقال مالك فقال الأوزاعى كذا ، و قال فلان كذا » آنگاه محمد نوشته است : همانا كسانى كه « اجماع » ايشان حكايت و نقل شده ايشان همان كسانند كه اختلاف ايشان حكايت و نقل گرديده است . « نوشته و گفتهء محمد بن داود اشتباه و غلط است و اگر او به آن چه طبرى در « رسالهء لطيف » خود و در « رسالهء اختلاف » نوشته و در بسيارى از كتب خود آورده كه « اجماع » عبارت است از نقل آثارى كه اصحاب پيغمبر ( ص ) بر آن اجماع كرده‌اند بىاين كه ناشى از رأى و مأخوذ از قياس باشد و آن نقل هم بر وجه تواتر ، محقق گردد ، رجوع كرده بود مىدانست كه آن چه را او پنداشته و از كلام طبرى دانسته غلطى است فاحش و خطائى است بيّن . « طبرى كتاب « اختلاف » خود را ، كه نخستين كتاب تصنيف او است ، تفضيل و برترى مىداده و بسيار مىگفته است كه : مرا دو كتاب است كه هيچ فقيهى از آن بىنياز نيست : يكى « الاختلاف » و ديگرى « اللَّطيف » .