تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
جصّاص و جعفر بن عرفة و بياضىّ بر او تعصّب ورزيده . « حنابله روزى جمعه در مسجد جامع او را پرسيده‌اند كه احمد حنبل را چگونه مىداند ؟ و هم از حديث « جلوس بر عرش » پرسيده‌اند . « گفته است : امّا احمد بن حنبل پس خلاف وى در مسأله به چيزى شمرده نمىشود و قابل توجّه نيست . « گفته‌اند : علماء او را در « اختلاف » ياد كرده و به حساب آورده‌اند . « پاسخ داده است : من نديده‌ام كسى از او روايت كرده باشد و هم نديده‌ام كه او را اصحابى مورد اعتماد و اعتناء باشد . « و امّا حديث « جلوس بر عرش » پس ممتنع و محال است . « آنگاه اين بيت را انشاد كرده است :
سبحان من ليس له انيس و لا له فى عرشه جليس
« حنابله و اصحاب حديث چون اين سخنان را از وى شنيده‌اند بر او هجوم آورده و دواتها و قلمدانها بسوى وى پرتاب كرده‌اند ، پس طبرى برخاسته و به خانه خويش در آمده و ايشان كه به قولى هزارها تن بوده‌اند خانهء وى را سنگ باران كرده‌اند به طورى كه در جلو در خانهء او تلَّى عظيم از سنگ پديد آمده است . « اين خبر به نازوك ، صاحب شرطه ، رسيده با ده ها هزار سپاهى بسوى خانه طبرى روانه شده تا او را از هجوم عامّه نجات دهد و شرّ مردم نادان را از وى به دور سازد و يك شبانه روز آنجا توقّف كرده و دستور داده است سنگها را از جلو خانه برداشته‌اند و هم بيت زير را كه بر در خانهء طبرى مكتوب بوده محو سازند :
سبحان من ليس له انيس و لا له فى عرشه جليس
« برخى از اصحاب حديث ، كه احمد حنبل را همنشين خدا در عرش مىدانسته‌اند به جاى آن بيت ابيات زير را بر در خانهء طبرى نوشته است .