تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١
شافعى نسبت بعلم « كلام » بدبين بوده و بد مىگفته است . از كلمات او در اين زمينه است ، به اسناد ابو نعيم : « لو علم النّاس ما فى الكلام و الأهواء لفرّوا منه كما يفرّون من الأسد » و باز در اين زمينه است : « ما ارتدى احد بالكلام فافلح » و هم در اين باره است : « لان يبتلى المرء بكلّ ما نهى الله عنه ما عدا الشّرك به خير من النّظر فى الكلام . . » كسى شافعى را از مطلبى كلامى پرسيده خشمگين شده و گفته است : « سل هذا حفصا الفرد و اصحابه اخزاهم الله » اين حكايت را هم ابو نعيم از شافعى ، به اسناد ، آورده كه گفته است : هنگامى كه در پى كسب دانش و طالب علم بودم به يمن در آمدم شنيدم در آنجا زنى است كه از كمر به پايين ، بدن يك زن است و به بالا دو بدن جدا كه هر يك را دو دست و دو صورت و دو سر است و من خود آن را ديدم كه آن دو با هم زد و خورد مىكردند و باز آشتى مىنمودند و هر دو مىخوردند و مىآشاميدند . « چندى بعد از آن شهر رفتم و شايد دو سال گذشت كه دوباره بدانجا برگشتم از آن زن جويا شدم گفتند : يكى از آن دو ، مرد پرسيدم چگونه ؟ پاسخ دادند : چون يكى مرد پايين آن را با ريسمانى محكم بستند و رها كردند تا از آن محل پوسيد و فاسد شد پس آن را جدا كردند و به خاك سپردند . « من به ياد دارم كه بدن آن ديگر را كه زنده مانده بود مىديدم به بازار رفت و آمد مىكرد » . جمله منسوب به پيغمبر ( ص ) : « العلم علمان : علم الابدان و علم الابدان » را هم ابو نعيم به اسناد نسبت به شافعى داده كه گفته است . و از سخنان وى آورده كه گفته است : « من استغضب فلم يغضب فهو حمار و من غضب فاسترضى