تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
صاحب « طبقات فقهاء اليمن » در فصلى كه از « شريف هادى إلى الحقّ » نام برده و غلبه و استيلاء وى را بر صنعاء يمن ياد كرده و مردم يمن را نسبت به او دو صنف : مفتون و مسحور يا خائف و مجبور خوانده و گفته است كه « دولتها را در طىّ علوم و يا در نشر و ابراز آنها تأثيراتى معجزه مانند است » اين مضمون را آورده است ( صفحهء 79 ) : « دليل بر اين مطلب اينست كه مالك بن انس ، شاگردان خود را از ربيعة الرّأي حديث مىآورد و ايشان از وى مىخواستند كه از آن بيشتر حديث از او بياورد و بر آن چه مىآورد بيفزايد و احاديث زيادتر از شيخ خود ، ربيعه ، براى ايشان نقل و روايت كند . « پس مالك يك روز شاگردان را گفت : « ربيعه را چه مىكنيد ؟ و وى را چه مىخواهيد كه او در آن خانه خوابيده است . پس شاگردان و ياران كه اين سخن از استاد شنيدند رو به آن خانه و به نزد ربيعه رفتند و او را از خواب بيدار كردند و بوى گفتند : آيا تو همان ربيعه هستى ، كه شيخ مالك و استاد او است و مالك از او حديث مىآورد ؟ گفت : آرى . « گفتند : چه افتاده كه مالك به واسطهء استفاده از تو چنين محظوظ و بهره مند گشته و تو خود بىنصيب و بىبهره ؟ پاسخ داد : « امّا علمتم انّ مثقالا من امرة خير « 1 » من حمل علم » . اين قضيه را ابو بكر بن عبد الله صنعانى روايت كرده است » ابو نعيم در كتاب « حلية الاولياء » ( جلد ششم - صفحه 316 - 356 ) ترجمهء مالك را تحت عنوان : « فمنهم امام الحرمين ، المشهور فى البلدين : الحجاز و العراقين المستفيض مذهبه في المغربين و المشرقين مالك بن انس رضى الله تعالى عنه » آورده و پس از اين كه در باره اش گفته است : « كان احد النّبلاء و اكمل
هامش
« 1 » ظاهرا اين واقعه زمانى بوده كه مالك مورد توجه و عنايت منصور ، خليفهء عباسى بوده و از اين رو معروف و مشهور و محبوب و به تعبيرى صاحب بخت و اقبال و بتعبير بالا « امرة » و مقام داشته است .
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 730 | محمود الشهابي الخراساني