تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
شام انتشار يافته و هم اكنون ( يعنى قرن هشتم ) رو بضعف نهاده است . » ابن خلدون گفته است : « و امّا احمد بن حنبل چون مذهبش از اجتهاد به دور است و در استفاده از روايات و اخبار و معاضدت آنها با يكديگر اصالت و رسوخ دارد پيروانش كم مىباشند و بيشتر ايشان در شام و عراق هستند و اين پيروان از همه مردم ، سنّت و روايت حديث را بيشتر حفظ دارند » ظهور اين مذهب در مصر بتأخير افتاده و تا قرن هفتم در آنجا به خوبى ظاهر نشده است . سيوطى علَّت اين تأخير ظهور كامل آن را در كتاب « حسن المحاضره » چنين گفته است : « عدّهء حنبلى مذهب در مصر بسيار كم است و من جز در قرن هفتم و قرون بعد از آن در مصر خبرى از ايشان نشنيده‌ام و آن بدين جهت است كه امام احمد ، رضى الله عنه ، در قرن سيّم بوده و مذهب او در خارج عراق جز در قرن چهارم بارز و نمايان نگرديده و در اين قرن بر كشور مصر عبيديّون سلطنت و حكمروايى مىداشته‌اند و پيشوايان مذاهب سه گانه را كه در مصر مىزيسته‌اند به كشتن و بيرون كردن از ميان برداشته و مذهب رفض و شيعه را به جاى آن مذاهب گذاشته‌اند و تا اواخر قرن ششم نفوذ آنان بر مصر باقى و بر جا بوده است از اين وقت پيشوايانى از ديگر مذاهب بمصر بازگشته‌اند و چنان كه معلوم است نخستين كسى كه از حنابله بمصر آمده حافظ عبد الغنى مقدسى صاحب كتاب « العمده » بوده است » مقريزى در كتاب « خطط » چنين آورده است : « مذهب حنبلى و هم مذهب حنفى ، را از زمان دولت ايّوبى در مصر آوازه و نامى نبود و جز در اواخر ايّام اين دولت آن مذهب در مصر اشتهار نيافت » از آن هنگام به بعد در زمان قاضى عبد الله بن محمّد بن عبد الملك جحاوى ، كه در سال هفتصد و سى و هشت ( 738 ) قاضى قضاة حنابله بوده ، و چنان كه در كتاب