تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
« جمع رسول الله ( ص ) بين الظَّهر و العصر فى غير مطر و لا خوف » پس به ابن عباس گفته شده : چرا پيغمبر ( ص ) جمع كرده ؟ گفته است : « اراد ان لا يحرج أمّته » . اين حديث را ثورى از گروهى از شيوخ خود مانند حبيب بن ابى ثابت و سلمة بن كهيل و حمّاد بن ابى سليمان و . . روايت كرده است . و به اسناد از سفيان ثورى از عمرو بن دينار از ابو طفيل از معاذ بن جبل آورده كه گفته است : « رأيت رسول الله ( ص ) جمع بين الظَّهر و العصر و المغرب و العشاء » و باز به اسناد از سفيان ثورى از ابو زبير از جابر كه گفته است : « انّ النّبيّ ( ص ) جمع بين الظَّهر و العصر بالمدينة من غير سفر و لا خوف و بين المغرب و العشاء » و از حاديث متفرقهء مسند از او است : به اسناد از سفيان ثورى از ابراهيم بن مهاجر از مجاهد از عبد الرحمن ابى ليلى از كعب بن عجزه كه اين مضمون را گفته است : چون آيهء * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْه وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً » ) * نزول يافت . مردى نزد پيغمبر آمد و گفت : يا رسول الله هذا السّلام عليك قد عرفناه فكيف الصّلاة عليك ؟ پس پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم گفت : « قل : اللَّهمّ صلّ على محمّد و على آل محمّد كما صلَّيت على ابراهيم انّك حميد ، و بارك على محمّد و على آل محمّد كما باركت على إبراهيم انّك حميد مجيد » ابو نعيم گفته است : « صحيح متّفق عليه » . چنان كه گفته شد سفيان چندين سال براى نپذيرفتن شغل قضا از خليفهء عباسى و انتقاد از اعمال آنان و حتى گاهى گفتن اين كه خلافت ، حق غير است ، به خود آنان ، از ترس از شهرى به شهرى مىرفته و پنهان مىبوده و در زمان خلافت مهدى ، خليفهء عباسى ، به حالت اختفاء در گذشته است . و به قولى ( منقول در تاريخ بغداد ) « مات