از تابعان است : مانند علقمه و اسود و مسروق و عبيدهء سلمانى و يزيد بن معاويهء نخعى و عبد الرحمن بن يزيد و شريح بن حارث . .
- 3 - شعبى
ابو عمرو ، عامر بن شراحيل بن عبد مشهور به شعبى « 1 » .
شعبى ، به گفتهء ابو اسحاق ، و ابن خلَّكان در سال ششم از خلافت عثمان و به قولى چهار سال به آخر خلافت عمر مانده « 2 » متولَّد گرديده و به گفتهء
هامش
« 1 » ابن اثير در « اللباب » ذيل « الشعبانى » چنين گفته است : « همانا شعبان قبيله ايست از حمير جوهرى گفته است « شعب كوهى است در يمن كه ذو شعبين است و حسان بن عمرو حميرى و فرزندانش در آنجا بوده و به آن جا منسوب شدهاند پس كسانى از ايشان كه به كوفه رفتهاند ايشان را « شعبيون » گفتهاند ، كه عامر شعبى فقيه از اين كسان است ، و آنان كه در شام ساكن شدهاند « شعبانيون » خوانده شدهاند و كسانى از ايشان كه در يمن بودهاند به ايشان « آل ذى شعبين » گفته شده و كسانى كه در مصر و مغرب بودهاند ايشان را « اشعوب » خواندهاند » ابن خلكان نيز در وفيات الاعيان مطلب بالا را آورده است . از كتاب « لسان العرب » بنقل از « تاج العروس » نيز همين مفاد منقول است و از « نهاية الارب و سبائك الذهب » نقل شده كه بنو شعبان بطنى از حمير و شعبى ، فقيه مشهور ، به ايشان منسوب است » .
« 2 » ظاهر ابن اثير اختيار اين قول است چه در ذيل « الشعبى » پس از اين كه در ضبط آن گفته « بفتح شين معجمه و سكون عين مهمله و در آخر آن باء موحده » چنين آورده است « و مشهور به اين نسبت ابو عمرو عامر بن شراحيل شعبى از اهل كوفه است كه از كبار تابعان و فقيهان ايشان است از يك صد و پنج كس از اصحاب پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و سلَّم روايت كرده ( اين عدد با آن چه از خود شعبى نقل شده - پانصد - منافات ندارد چه در آنجا « ادراك » گفته شده و در اينجا « روايت » و محتمل است در هر دو يك مطلب منظور بوده و وجود و عدم « و » در نسخه ها كه « خمس و مائة » يا « خمس مائة » آورده شده موجب اشتباه و اختلاف شده باشد ) و مولد وى در سال بيست ( 20 ) و به قولى سى و يك ) بوده است و به سال يك صد و نه ( 109 ) و به قولى پنج و به قولى ديگر يك صد و چهار ( 104 ) در گذشته است »