تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
سعيد گفت : واى بر آن كس كه از بهشت رانده و به دوزخ فرستاده شده . حجّاج گفت : مرا بگوى چه گونه كشتنى را مىخواهى كه ترا بدان گونه بكشم ؟ گفت : اى حجّاج آن را كه براى خود ، خواهانى اختيار كن زيرا بهر گونه مرا بكشى خدا ترا همان گونه در آخرت خواهد كشت . حجّاج پرسيد : آيا مىخواهى از تو بگذرم و ترا ببخشم ؟ گفت بخشش از خداست . حجّاج گفت : او را ببريد و بكشيد . چون از در بيرونش مىبردند خنديد حجّاج را خبر دادند او را بخواند و از خنده اش پرسيد گفت : از جرأت تو بر خدا و حلم خدا نسبت به تو تعجّب كردم و خنديدم . حجّاج امر كرد نطع گستردند و گفت : او را بكشند . سعيد گفت : * ( « وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً ) * مسلما * ( وَما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ » ) * حجّاج گفت : رويش را از سوى قبله بگردانند . سعيد گفت : * ( « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله » ) * . حجّاج گفت : او را بر وى دراندازند . سعيد گفت : * ( « مِنْها خَلَقْناكُمْ وَفِيها نُعِيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى » ) * . حجّاج گفت : او را ذبح كنند . پس سعيد گفت : گواهى مىدهم كه خداى جز خداى يگانه نيست و محمد بنده و پيمبر او است اى حجّاج اين شهادت را از من داشته باش تا روز رستاخيز مرا ببينى آنگاه گفت : خدايا بعد از من او را بر كشتن هيچ كس مسلَّط مفرما . پس گلوى او را بريدند و سرش را جدا ساختند . گفته‌اند : حجّاج پس از كشتن سعيد پانزده شب بيشتر زنده نماند و در اين مدت مكرّر مىگفت « ما لي و لسعيد بن جبير ؟ »
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 542 | محمود الشهابي الخراساني