تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
« در كوفه از حارث « 1 » و عبيده كسى به فريضه اعلم نبوده است » از ابن سيرين هم در بارهء حارث « 2 » اين مضمون ، منقول است : « من در كوفه چهار كسرا ديدم كه به فقه ، مشهور بودند و مردم ايشان را از فقيهان مىشمردند پس هر كس نخست نام حارث را ياد مىكند . عبيده را دوم و آن كس كه عبيده را نخست مىشمرد حارث را در درجهء دوم نام مىبرد و پس از اين دو فقيه ، سيم را علقمه و چهارم را شريح مىشمرند » آنگاه ابن سيرين گفته است : « فانّ اربعة اخسّهم شريح ، لخيار » ( چهار كس كه پستتر ايشان شريح باشد برجسته و برگزيده‌اند ) به گفتهء ابو اسحاق اين شش تن فقيه كوفه ، كه از تابعان طبقه نخست بشمار آمده‌اند همه از اصحاب و شاگردان عبد الله بن مسعود بوده‌اند . از سعيد بن جبير نقل شده كه گفته است : « كان اصحاب عبد الله سرج هذه القرية » ( كوفه به اصحاب عبد الله مسعود روشن بوده است ) همين معنى را شاعرى به نظم آورده و گفته است :
و ابن مسعود الَّذى سرج القرية اصحابه ذوو الاحلام
ابن مسعود در ميان اصحاب پيغمبر ( ص ) از لحاظ شاگرد ، مردى خوشبخت بوده و غير از اين شش فقيه كه در اينجا نام برده شدند كسانى ديگر كه همه در عصر خود شهرتى مىداشته از شاگردان او بوده‌اند . از شعبى منقول است : « ما كان من اصحاب رسول الله افقه صاحبا من عبد الله بن مسعود » ابراهيم تميمى گفته است : « كان فينا ستّون شيخا من اصحاب عبد الله »
هامش
« 1 » محتمل است مراد از اين حارث ، ابن قيس باشد . « 2 » محتمل است مراد از اين حارث ، ابن قيس باشد .
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 529 | محمود الشهابي الخراساني