تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
چنان كه از پيش گفته شد در كتب رجال ، عنوان « حارث اعور » بر چند كس اطلاق شده است كه از همه معروفتر پسر عبد الله و حارث پسر قيس است كه هر دو همدانى و هر دو از اصحاب على ( ع ) و هر دو فقيه بوده‌اند و هر دو از على ( ع ) روايت كرده‌اند . نخست ، بنقل از مروج الذهب مسعودى ، در زمان عبد الملك مروان وفات يافته و روايت كرده كه بر على ( ع ) وارد شده و على ( ع ) به او گفته است : « الا ترى إلى النّاس قد اقبلوا على هذه الأحاديث و تركوا كتاب الله ؟ پس او با شگفتى گفته است : آيا مردم چنين كرده‌اند ؟ على ( ع ) گفته است : آرى . آنگاه على ( ع ) گفته است : هان بدان كه از پيغمبر ( ص ) چنين شنيدم : « ستكون فتنة » پس گفتم : يا رسول الله در آن هنگام چه چيز از فتنه نگه مىدارد و بيرون مىآورد . پيغمبر ( ص ) گفت : « كتاب الله فيه نبأ ما كان قبلكم . . » و در آخر على ( ع ) به حارث گفت : « خذها إليك يا اعور » . و شايد همين حارث بوده كه ، بنقل از كشّى ، شعبى از او روايتى از على ( ع ) به اين عبارت : « . . اما انّه لا يموت عبد يحبّنى فتخرج نفسه حتّى يرانى حيث يحبّ و لا يموت عبد يبغضنى فتخرج نفسه حتّى يرانى حيث يكره » نقل كرده و پس از آن بوى ، از باب تعصّب و عناد ، گفته است : « اما انّ حبّه لا ينفعك و بغضه لا يضرّك » . و همين حارث است كه ابيات مشهور منسوب به على ( ع ) :
يا حار همدان من يمت يرنى من مؤمن او منافق قبلا