باز به اسناد از عبد الملك پسر ماجشون آورده كه از قول پدرش چنين گفته است :
« مهدى ( خليفهء عبّاسى ) مرا گفت : اى ماجشون هنگامى كه يارانت ، فقيهان ، نابود شدند چه گفتى ؟ من گفتم :
أيا باك على احبابه جزعا
قد كنت احذر ذا من قبل ان يقعا
انّ الزّمان راى الف السّرور بنا
فدبّ بالهجر فى ما بيننا و سعى
ما كان و الله شئوم الدّهر يتركنى
حتّى يجرّعنى من غيظه جرعا
و ليصنع الدّهر بى ما شاء مجتهدا
فلا زيادة شىء فوق ما صنعا
بنا بنقل خطيب ، ماجشون به سال يك صد و شصت و چهار ( 164 ) در بغداد وفات يافته و مهدى ، خليفهء عبّاسى ، بر او نماز گذاشته و در مقابر قريش دفن شده و او را كتب و تاليفاتى در « احكام » بوده است .
ابن نديم در « الفهرست » ( فن اول از هشت فنّ اخبار فقهاء ) آنجا كه اصحاب مالك بن انس را نام برده در ترجمهء عبد الملك بن عبد العزيز بن عبد الله بن ابى سلمهء ماجشون كه به گفتهء او « من جلَّة اصحاب مالك و له كتب فى الفقه . . » چنين آورده است :
« و لقّبت ابا سلمة بذلك ، سكينة بنت الحسين ( ع ) . و الماجشون صبغ بالمدينة » .
بنا به اين گفته ، « ماجشون » لقب ابو سلمه ، جدّ عبد العزيز بوده نه لقب خود او و هم رنگى بوده در مدينه ليكن منافاتى نيست كه ناميدن آن رنگ هم به مناسبت شباهت آن به مىبوده پس كلمه از پارسى تعريب شده باشد .