تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
راه يافته گويا در زمان هشام كم و بيش رواج يافته حتى خود او نيز چنين مجازاتهايى كرده و اين گونه كارهاى غير مشروع و زشت و ناهنجار را به كار بسته است . طبرى ، به اسناد آورده است ( جزء پنجم تاريخ ؟ ؟ ؟ - صفحه 516 - ) : « هشام به غيلان گفته است : « ويحك يا غيلان ، مردم را در بارهء تو سخن فراوان شده است . با ما ، در امر خود مناظره كن اگر حق با تو باشد ترا پيروى مىكنيم و اگر بر باطل باشى از آن برگرد و حقرا پيروى كن . « غيلان « 1 » اين سخن را پذيرفته است پس هشام به ميمون بن مهران گفته است تا با وى به مكالمه و مناظره پردازد ميمون به غيلان گفته است : « تو از من بپرس زيرا در اين هنگام نيرومندتر خواهى بود . غيلان پرسيده است : آيا خدا خواسته كه او را نافرمانى كنند ؟ « ميمون پاسخ داده است : آيا خدا به ناچار و ناخواه خودش ، مورد نافرمانى و نسبت به او عصيان مىشود ؟
هامش
« 1 » غيلان بر مبنى « تفويض » پرسش كرده و ميمون بنا به عقيدهء « جبر » پاسخ داده است . نظير اين قضيه در سالهاى بعد در مجلس صاحب بن عباد اتفاق افتاد كه دو دانشمند بزرگ معتزلى و اشعرى با هم دو جملهء مناسب مذهب خود را رد و بدل كرده‌اند پس يكى از ايشان گفته است : « سبحان من تنزه عن الفحشاء » و ديگرى بر فور گفته است : ( سبحان من لا يجرى فى ملكه الا ما يشاء »