« به دستور وليد زمين را گود كردند و پايين رفتند ناگاه درى يافتند كه بر آن سنگى نهاده و بر آن سنگ ، نوشتهاى حكّ و نقر شده بود وليد امر داد كسى را كه به آن خط آشنا باشد بجويند كوشش كردند كسى را يافتند كه آن خط را مىشناخت و مىتوانست بخواند . او گفت : اين خط ، يونانى است و مفادش چنين است :
« چون امارات و نشانه هاى « حدوث » با جهان همراه است پس جهان و آن چه در جهان است « حادث » است پس ناگزير « محدث » دارد .
« اين هيكل به فرمان دوست دار خير ، از مال خالص و حلال او ، ساخته شده ، پس از گذشت هفت هزار و نهصد سال ( 7900 ) براى اهل اسطوان .
« هر كسى كه به اين جا راه يابد و به درون آن در آيد اگر بخواهد از بانى آن ، بخير يادى كند خواهد كرد . » « اهل اسطوان گروهى بودهاند از حكماء پيشين و نخستين كه در « بعلبك » مىزيستهاند .
« گفتهاند : وليد خراج هفت سال بلاد اسلامى را در ساختن اين مسجد مصرف كرده است و چون دفاتر هزينه و صورت حساب مخارج مسجد را كه بر هجده شتر بار بود به نزد وليد بردهاند به آنها نگاهى كرده و دستور داده است آنها را بسوزانند و گفته است كارى را كه به نام خدا و براى او انجام يافته بررسى و بازرسى نشايد كرد .
« از عجائب و شگفتيهاى مسجد اينست كه اگر شخصى صد سال عمر كند و هر روز در آن به دقّت و تامّل بنگرد هر روز از زيبايى صنعت و هنر و از گوناگون بودن آثار ذوق و رنگارنگ شدن مشهودات ظرافتهاى فنّى چيزى را در مىيابد كه روزهاى پيش آن را در نيافته بوده است .
« حكايت شده كه بهاى مقدار سبزى خوردن را ، كه كارگران و استادان در آنجا با خوراك خود خوردهاند شش هزار دينار ! به حساب بوده است .
« از زيادى مخارج و گزاف بودن آن مردم دمشق ناراحت شده و به صدا در آمده
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: محمود الشهابي الخراساني
ص٢٥٣