تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
« مادر خود را از آن چه گفتم بپرس بىگمان اگر بخواهد راست بگويد و حقيقت را اظهار دارد ترا از پدر حقيقى و واقعيت با خبر مىسازد . « آنگاه بسوى معاويه رو كرد و گفت : « به خدا سوگند جز تو كسى ديگر مرا در برابر اين ناكسان وادار نكرد و تو همانى كه مادرت در جنگ احد به هنگام كشته شدن حمزه گفت :
نحن جزيناكم بيوم بدر و الحرب يوم الحرب ذات سعر ما كان عن عتبة لي من صبر ابى و عمّى و اخى و صهري شفيت وحشىّ غليل صدرى شفيت نفسي و قضيت نذرى فشكر وحشىّ علىّ عمرى حتّى تغيب اعظمى فى قبرى
و من او را با ابياتى پاسخ گفتم و آن ابيات چنين است :
يا بنت رقّاع عظيم الكفر خزيت فى بدر و غير بدر صبّحك الله قيل الفجر بالهاشميّين الطَّوال الزّهر بكلّ قطَّاع حسام يفرى حمزة ليثى و علىّ صقرى إذ رام شيب و ابوك غدرى اعطيت وحشيّا ضمير الصّدر هتّك وحشىّ حجاب السّتر ما للبغايا بعدها من فخر