تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
در زندقه و الحاد ترديد نداشته و معاويه هم در اين امر مانند او بوده است . . » ابن عبد ربّه فقيه مالكى مذهب ، در جزء پنجم از « العقد الفريد » ( صفحهء 102 ) ، چنين آورده است : « و كتب عمرو إلى معاوية :
معاوي لا اعطيك دينى و لم أنل به منك دنيا ، فانظرن كيف تصنع و ما الدّين و الدّنيا سواء و انّنى لآخذ ما تعطى و رأسي مقنّع فان تعطنى مصرا فاربح صفقة اخذت بها شيخا يضرّ و ينفع
برگرديم بدنبالهء مذاكرات معاويه با عمرو . چون عمرو گفت : من فريب نمىخورم معاويه گفت : « اگر بخواهم من ترا فريب دهم مىتوانم . « عمرو گفت : نه ، به خدا سوگند مانند من كسى فريب نمىخورد . من از آن زيركتر و باهوشتر هستم . « معاويه گفت : نزديك بيا تا سخنى نهانى به تو بگويم . عمرو بوى نزديك شد تا معاويه سر به گوش او بگذارد و سخن خويش را بگويد . « معاويه گوش عمرو را به دندان گرفت و گزيد و گفت : هان ديدى چه گونه فريب خوردى ؟ آيا در اينجا جز من و خودت كسى را مىبينى كه بسر گوشى نياز افتد ؟ تا آنجا كه معاويه به عمرو گفت : « آيا نمىدانى كه مصر به اندازهء عراق مهمّ است ؟ « عمرو پاسخ داد : « آرى ، ليكن مصر از آن من خواهد بود . هنگامى كه از آن تو باشد و آن
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 128 | محمود الشهابي الخراساني