تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
معاويه و عمرو عاص ابن ابى الحديد ( عزّ الدين عبد الحميد بن محمد معتزلى مدائنى - متوفّى به سال 655 ه . ق ) ، در شرح نهج البلاغه ( جلد اول - جزء دوم - ) در ذيل اين جمله از خطبه « و لم يبايع حتّى شرط ان يؤتيه على البيعة ثمنا . فلا ظفرت يد البائع و خزيت أمانة المبتاع . . » در بارهء دعوت معاويه از عمرو عاص ، كه در مصر بوده ، براى همكارى در مخالفت و منازعت با على ( ع ) شرحى مفصل آورده تا بدانجا رسيده كه عمرو عاص پس از ديدن نامهء معاويه و مشاوره با دو فرزند خود : عبد الله و محمد و راى دادن عبد الله به توقّف عمرو در مصر و عدم اجابت وى دعوت معاويه را و راى دادن محمد به اجابت و رفتن به شام و گفتن عمرو كه « راى عبد الله براى دين و راى محمد براى دنياى من بهتر است » و در پايان ترديد ، برگزيدن عمرو رفتن به شام را و ملاقات او در شام با معاويه و مكايده و فريبكارى آن دو با يكديگر شرحى مفصل ، بنقل از نصر بن مزاحم ، آورده و پس از همهء اين تفاصيل مضمون زير را از عمرو بن سعد نقل كرده است : « معاويه به عمرو عاص گفت : « ابو عبد الله من ترا بجهاد اين مرد كه خدا را نافرمانى ! و عصاى مسلمين را شقّ ! و فتنه را آشكار ! و رحم را قطع ! و جماعت را متفرق كرده ! و خليفه را بقتل رسانده ! دعوت مىكنم . « عمرو گفت : او كيست ؟ معاويه پاسخ داد : على ! . عمرو گفت : « به خدا سوگند كه تو با على همطراز نيستى : ترا هجرت او ، سابقهء او ،