تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
آمده بود آگاهى يافت به نزد على ( ع ) شتافت و به انديشهء اين كه وسوسه اش در على ( ع ) مؤثّر افتد بوى چنين گفت : « يا ابا الحسن ما بال هذا الأمر فى اضعف قريش و اقلَّها حيّا ؟ « فو الله لأن شئت لأملأنّها عليهم خيلا و رجلا » على ، عليه السّلام ، كه ابو سفيان را خوب مىشناخت و حدّ ايمان و اعتقاد او را به خدا و دين سخت آگاه بود و نظر وى را از اين گفته به درستى مىدانست در پاسخش چنين گفت : « يا ابا سفيان طالما عاديت الله و رسوله ! » هنگامى كه عثمان بن عفّان ، عموزادهء ابو سفيان به خلافت رسيده ابو سفيان كه در آن زمان نابينا بوده به انجمنى كه همهء سران بنى اميّه در آنجا فراهم آمده بوده‌اند در آمده و پس از بررسى و تفحّص و اطمينان از اين كه مجلس به بنى اميّه اختصاص دارد و غير از ايشان كسى در آن ميان نيست چنين گفته است : « يا معشر بنى أميّة انّ الخلافة صارت فى تيم و عدىّ حتّى طمعت فيها فقد صارت إليكم فتلقّفوها تلقّف الكرة . فو الله ما من جنّة و لا نار ! . . « 1 » » امورى كه سست ايمانى بلكه بى اعتقادى ابو سفيان را مىرساند بسيار است ، در
هامش
« 1 » ابو الفرج اصفهانى ( متوفى به سال 356 ه . ق ) كه خود از خاندان اموى است ، اخبار بالا و چند خبر ديگر از اين قبيل را در كتاب « الاغاني » ( جزء ششم ص 95 - 96 ) آورده و در آخر گفته است : « و لأبي سفيان اخبار من هذا الجنس و نحوه كثيرة يطول ذكرها و فى ما ذكرت منها مقنع » . شگفت آور است كه مصحح كتاب در اين موضوع پاورقى زده و به گفتهء عوام « كاسه از آش داغتر » شده و اخبارى را كه همهء مورخان معتبر از اهل تسنن نوشته‌اند افتراء دانسته است !
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 102 | محمود الشهابي الخراساني