تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
ابو سفيان پدر معاويه محمد بن جرير طبرى ( متوفّى به سال سيصد و ده 310 ) در تاريخ خود ( در قضيهء فتح مكَّه - 20 رمضان از سال هشتم هجرى - ) اين مضمون را آورده است : « عباس ، عمّ پيغمبر ( ص ) ، ابو سفيان بن حرب را جوار داد ( در پناه گرفت ) و او را به حضور پيغمبر ( ص ) برد . عمر چند بار از پيغمبر ( ص ) خواستار شد و اجازت خواست تا ابو سفيان را ، كه دشمن سر سخت اسلام و اهل آن بوده و مسلمين را رنج و آزار داده و به قصد قلع و قمع مسلمين لشكر كشيها كرده و جنگ و خونريزى به راه انداخته ، بقتل برساند و پيغمبر ( ص ) خاموش بوده و چيزى نمىگفته تا اين كه عاقبت گفته است : او را تا بامداد فردا امان داديم و فردا به هنگام بامداد ابو سفيان با عباس به خدمت پيغمبر تشرّف يافته چون پيغمبر ( ص ) او را ديده چنين گفته است : « ويحك ! يا ابا سفيان . ألم يأن لك ان تعلم ان لا إله الَّا الله ؟ . « فقال : « بأبي أنت و امّى ما أوصلك و احلمك و الله لقد ظننت ان لو كان مع الله غيره لقد اغنى عنّى شيئا » « فقال صلَّى الله عليه و سلَّم : « ويحك يا ابا سفيان ألم يأن لك ان تعلم انّي رسول الله ؟ « فقال :