نوع دوم همان « متشابه » است . البته عالمان در مصاديق متشابهات در ميان آيات قرآنى با يكديگر اختلافنظر دارند ؛ اما آنچه مورد اتفاق ايشان است و هرگز در آن اختلاف نكردهاند اين است كه از نظر ايشان ميان محكم بودن به معنى متقن بودن كل قرآن و متشابه بودن همهء آن به معناى شباهت اجزاى قرآن به يكديگر از نظر استوارى و محكم بودن ، از يكسو ، با تقسيم قرآن به دو بخش محكم و متشابه بدين معنا كه دلالت بخشى بر مراد خداوند آشكار است و دلالت بخشى ديگر بر مراد خداوند واضح نيست از سوى ديگر ، هيچ تنافى و تعارضى وجود ندارد ، بلكه مضمون اين تقسيم خود مؤيد و مثبت محكم بودن و متشابه بودن به معناى قبلى است . در بخشهاى آينده همين مبحث راجع به حكمت وجود آيات متشابه و داراى معانى پنهان در كنار آيات محكم و داراى معانى روشن و آشكار قرآن سخن خواهيم گفت .
مىتوان اين سه مفهوم تأويلى را به معناى لغوى سابق الذكر بازگرداند . بدين ترتيب كه همهء قرآن محكم يعنى متقن است ، زيرا خداوند به گونهاى آن را فراهم ساخته است كه هيچ خلل و فسادى در لفظ يا معناى آن راه نمىيابد . همچنين ، قرآن سراسر متشابه است ، يعنى آيات و عبارات آن از نظر محكم بودن و استوارى شبيه يكديگراند آن چنان شباهتى كه خواننده در تمايز ميان آيات و كلماتش از نظر محكم بودن دچار اشتباه مىشود . و نيز بخشى از قرآن محكم يعنى داراى معانى آشكار و به دور از ابهام است ؛ و بخشى ديگر از قرآن متشابه و از نظر معنا داراى وجوه مختلف و همانندى است كه موجب مخفى ماندن مراد و مقصود خداوند مىگردد .
معناى اصطلاحى : واژهء « محكم » در زبان دينداران گاه به معناى مقابل منسوخ استعمال مىشود ؛ و گاه در معناى مقابل متشابه . بنا بر معناى اصطلاحى اول ، « محكم » عبارت است از آن حكم شرعى كه نسخ در آن راه نيافته است . و بنا بر اصطلاح دوم ، « محكم » عبارت است از آن نصى از كتاب و سنت كه به روشنى بر معناى خود دلالت دارد و به دور از ابهام است . معناى اصطلاحى اول در مبحث گذشته روشن شد . در آنجا مبحث نسخ را تعريف كرديم ، و دلايل و احكام و آرائى را كه پيرامون آن مطرح شده است به تفصيل برشمرديم ؛ لذا به مصداق « چيزها به ضد خود شناخته مىشوند » از مفهوم نسخ
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 873
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٨٧٣