حضرت فرمود : حضرت رسول در زمانى بودند كه در ميان مسلمانان تنگى بود ، لهذا بر خود تنگ مىگرفتند ، و بعد از آن وسعت به هم رسيد ، پس سزاوارترين اهل دنيا به صرف كردن نعمتهاى خدا نيكوكارانند ، و اين آيه را خواندند
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ
پس ما سزاوارتريم از ديگران به اينها .
بعد از آن فرمود : اى ثورى اين جامهها كه مىبينى از براى لذّت نفس نپوشيدهام از براى مردم پوشيدهام ، و دست سفيان را گرفتند به نزد خود كشيدند ، و جامهاى كه بر بالا پوشيده بودند دور كردند و به او نمودند جامهاى را كه ملاصق بدن ايشان بود ، جامهء بسيار كنده بود ، فرمود : اين جامهء كنده را از براى خود پوشيدهام ، و آن جامهء نفيس را براى زينت نزد مردم ، پس دست انداخت و جامهء كندهاى كه سفيان بر بالاى جامهها پوشيده بود دور كردند ، جامهء ملاصق بدنش بسيار نرم بود ، فرمود : اين جامهء بالا را تو براى رياى مردم پوشيدهاى ، و جامهء نفيس را براى لذّت نفس در زير پوشيدهاى « 1 » .
و به سند معتبر منقول است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمودند : روزى من در طواف بودم ، ناگاه ديدم كسى جامهء مرا مىكشد ، چون نظر كردم عبّاد بن كثير بصرى بود ، گفت : اى جعفر تو مثل اين جامهها را مىپوشى در چنين مكانى با آن نسبتى كه به على بن ابى طالب دارى ؟ گفتم : اين جامهء قرقبى است ، يعنى جامهء كتّانى كه از مصر مىآوردهاند به يك دينار خريدهام ، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در زمانى بودند غير اين زمان ، اگر در اين زمان من مثل آن جامهها بپوشم مىگويند رياكار است مثل عبّاد « 2 » .
هامش
( 1 ) فروع كافى 6 / 442 - 443 ح 8 .
( 2 ) فروع كافى 6 / 443 ح 9 .