تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
صادق عليه السّلام رفتم ، و جبّهء خزّى پوشيده بودم ، و كلاه خزّى بر سر داشتم ، گفتم : فداى تو گردم جبّه و كلاه من خزّ است چه مىفرمائيد ؟ فرمود : قصور ندارد ، گفتم : اگر تارش ابريشم باشد چون است ؟ فرمود : قصور ندارد ، و فرمود : چون حضرت امام حسين عليه السّلام شهيد شد جبّهء خزّى پوشيده بودند . آنگاه فرمود : چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام عبد اللّه بن عباس را به نزد خوارج فرستادند كه بر ايشان حجّت تمام كند ، عبد اللّه بهترين جامه‌هاى خود را پوشيد ، و به بهترين بوهاى خوش خود را خوشبو كرد ، و بر بهترين اسبان سوار شد ، و رفت در برابر ايشان ايستاد ، خارجيان گفتند : يا ابن عبّاس تو بهترين ماها بودى ، حالا رخت جبّاران را پوشيده‌اى ، و بر اسب ايشان سوار شده‌اى ، عبد اللّه بر ايشان اين آيه را خواند
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ
« 1 » بگو اى محمّد كى حرام كرده است زينت خدا را كه براى بندگان بيرون آورده و خلق فرموده است ، و چيزهاى پاكيزه و حلال از روزى را ، پس حضرت فرمود : بپوش و زينت كن كه خدا جميل و نيكو است ، و جمال و زينت را دوست مىدارد ، امّا بايد از حلال باشد « 2 » . و به سند معتبر روايت كرده است كه : سفيان ثورى در مسجد الحرام مىگذشت ، حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام را ديد جامه‌هاى نفيس با قيمت پوشيده‌اند ، گفت : مىروم و او را بر پوشيدن اين جامه‌ها سرزنش مىكنم ، پس به نزديك حضرت آمد ، و گفت : و اللّه يا ابن رسول اللّه پيغمبر مثل اين جامه‌ها نپوشيد ، و على بن ابى طالب عليه السّلام و هيچ‌يك از پدرانت چنين لباس نپوشيدند .
هامش
( 1 ) سورهء اعراف : 32 . ( 2 ) فروع كافى 6 / 442 ح 7 .