تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
اهل زمين او را مىبينند مىگويند : خدا او را رخصت فرموده است به هلاك اهل زمين ، پس يك مرتبه مىدمد صدا از طرفى كه به جانب زمين است بيرون مىآيد ، هيچ صاحب روحى در زمين نيست مگر اينكه مىميرد ، و صدا از طرفى كه به جانب آسمان است بيرون مىرود ، پس هر صاحب حياتى كه در آسمان‌هاست مىميرند ، پس خداوند عالم به اسرافيل مىفرمايد كه ، بمير ، او نيز مىميرد ، و بر اين حال مىمانند آن‌قدر كه خدا خواهد . پس امر مىفرمايد آسمانها را كه مضطرب شوند ، و از يكديگر بپاشند ، و امر مىفرمايد كوهها را كه روان شوند و ريزه‌ريزه شوند و بر هوا روند مانند غبار ، و زمين را بدل مىكنند به زمين ديگر كه بر روى آن گناه نشده باشد ، و گشاده باشد ، و كوهى و عمارتى و حايلى و گياهى بر روى آن نباشد ، چنانچه در ازل در روز اوّل پهن كرده بود ، و عرش را بر روى آب قرار مىدهد چنانچه اوّل كرده بودند ، و بىحاملى به قدرت خود آن را نگاه مىدارد . و در اين هنگام ندا مىفرمايد خداوند جبّار در اطراف آسمان و زمين كه : از كيست امروز ملك و پادشاهى ؟ پس هيچ‌كس نباشد كه جواب بگويد ، پس خود مىفرمايد : پادشاهى از خداوند يگانهء قهّار است ، منم كه همه خلايق را قهر كردم ، و به عدم بردم و مىراندم ، منم خداوندى كه به جز من خداوندى نيست ، و شريك و وزير ندارم ، به دست قدرت خود جميع خلايق را خلق كردم ، و به مشيّت و ارادهء خود همه را مىراندم ، و به قدرت خود همه را زنده مىكنم ، پس خداوند عالميان به قدرت خود چنان مىكند كه صدائى از صور بيرون مىآيد كه اهل آسمانها زنده مىشوند ، و ميكائيل مىدمد و همهء اهل زمين زنده مىشوند ، و حاملان عرش را برمىدارند ، و ملائكهء بهشت و دوزخ را حاضر مىگردانند ، و خلايق از براى