غير آن ، ايشان را عذاب مىكنند تا هنگامى كه محشور شوند .
و شبهههاى ملاحده را در اين بابها گوش نبايد كرد ، بعد از آنكه مخبر صادق خبر داده ، و راه تأويل را در هر باب مىبايد بست كه به زودى اين كس را به الحاد مىرساند .
چنانچه منقول است از حبّهء عرنى به سند معتبر كه : شبى در خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به صحراى نجف كه آن را وادى السّلام مىگويند رفتم ، حضرت در آنجا ايستادند ، چنان كه گويا با اجتماعى سخن مىگويند ، من هم ايستادم آنقدر كه مانده شدم ، پس نشستم آنقدر كه دلگير شدم ، پس برخواستم و ايستادم آنقدر كه به تنگ شدم ، پس برخاستم و رداى خود را جمع كردم ، و گفتم : يا امير المؤمنين مىترسم كه از بسيارى ايستادن آزار بكشى اندك استراحتى بفرما ، فرمود كه : با مؤمنان صحبت مىدارم ، و به ايشان انس مىگيرم ، گفتم : يا امير المؤمنين ايشان بعد از مرگ چنين هستند كه با ايشان گفتگو توان كرد ؟ حضرت فرمود : بلى ، و اگر براى تو ظاهر شوند خواهى ديد ايشان را كه حلقهحلقه نشستهاند با يكديگر سخن مىگويند ، گفتم : بدنهاى ايشان در اينجا حاضر است يا روح ايشان ؟ فرمود كه :
روحهاى ايشان ، و هيچ مؤمنى نيست كه بميرد در بقعهاى از بقعههاى زمين مگر اينكه به روحش مىگويند : ملحق شود به وادى السّلام ، و اين بقعهاى است از جنّة عدن « 1 » .
و منقول است كه : شخصى به خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد : برادر من در بغداد است ، و مىترسم در آنجا بميرد ، حضرت فرمود : چه باك دارى هرجا كه خواهد بميرد ، به درستى كه هيچ مؤمنى در مشرق و مغرب زمين نمىميرد مگر
هامش
( 1 ) فروع كافى 3 / 243 ح 1 .