خاتمه : در بيان تعداد أسباب استجابت دعاست
بدان كه چون در فقرهء سابقه اشاره شد به اين كه مراد از موصول در جملهء بما تجيبني حين أسْألُكَ ، أسباب استجابت دعاست ، از اين جهت مناسب نمود ذكر أسباب مشار إليها ، پس مىگوييم كه أسباب مزبوره به هفت قسم منقسم مىگردد ؛ زيرا كه آن أسباب يا برمىگردند به خود دعا ، به اين معنى كه در دعا خصوصيتى به هم مىرسد كه باعث استجابت مىشود يا برمىگردند به زمان دعا يا مكان دعا ويا مركّب از مكان ودعا ، ويا مركب از زمان ودعا ، يا راجع مىشوند به حالات ، وحالات نيز بر دو قسم مىباشند : يكى حالاتى كه از براي داعى به هم مىرسد ، دويم حالاتى كه دعا در آن حالات واقع مىشود .
قسم أول : اسبابى هستند كه راجع به خود دعا مىباشند وآن اين است كه دعا متضمن باشد اسم أعظم الهى را ونمىداند آن اسم را مگر كسى كه خدا أو را مطلع بر آن گردانيده است از پيغمبران وأولياء اللَّه - صلوات اللَّه عليهم أجمعين - ولكن در بعضي از اخبار ائمهء أطهار - عليهم صلوات اللَّه الملك الغفار - اشاره به آن شده است مثل آن چيزى كه روايت كرده است آن را أبو هريره كه : سؤال نمودم از حبيب خود رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از اسم أعظم الهى ؟ فرمودند كه : بر تو باد به آخر سورهء حشر ! آن آيات را بسيار قراءت كن . پس دفعهء ديگر پرسيدم ، همان جواب فرمودند تا سه مرتبه .
ومثل آنچه روايت شده است كه : اسم أعظم الهى در آية الكرسي است ودر أول سورهء آل عمران در « الحيّ القيوم » .
ونيز از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مروى است كه فرمودند : بسم اللَّه الرحمن الرحيم نزديكتر است به اسم الهى از سياهى چشم به سفيدى آن .
وبعضي گفتهاند كه : اسم أعظم الهى در « يا حيّ يا قيوم ، يا ذا الجلال والإكرام » است . وبعضي گفتهاند كه در اين كلمات است : يا هو يا من هو يا لا إله إلّاهو . وبعضي گفتهاند كه اسم مزبور لفظ جلاله است وآن مرموزترين اسمهاى پروردگار وبالاترين نامهاى حضرت آفريدگار است . واين قول أقرب به صواب است ؛ زيرا كه اخبار كثيره در اين