اى سعادتمند ! نزد أهل حق وواقفان سراير حاكم مطلق ، نفى ما سوى اللَّه واثبات حضرت اله كه مضمون ميمون « لا إله إلّااللَّه » وملزوم اظهار سرّ « الحمد للَّه » است ، بر سه وجه است ؛ چنانچه گفتهاند :
نظم
ذكر بر سه وجه باشد بىخلاف * تو ندانى اين سخن را از « 1 » گزاف
أول موسوم به ذكر بود وعوام ، اسلام را اين مرتبه دست دهد ودر اين چند چيز بايد كه مرعى بود ، تا منتج رحمت رحماني وملزم عنايت حضرت « 2 » صمدانى گردد : « 3 »
يكى اخلاص كه جاذب أنوار صفا وكاسب أطوار وفاست ؛ چنانچه در حين تلفّظ بدين كلمه ، ملاحظهء معنى أو نمايد « 4 » وبه صدق تمام ، آن را ادا فرمايد « 5 » .
نظم
ذكر را اخلاص مىبايد نخست * ذكر بي اخلاص كي باشد درست
ديگرى قطع نظر از جرّ نفعي ويا دفع ضرّى كه باعثهء سمعه ورياست .
ديگرى اجتناب از غافلى وكاهلي كه منتج حرمان از كسب سعادت عقبى است .
ديگرى توجّه تام به حضرت معبود كه مقصود ومراد جملهء اشياست .
ديگرى اشتغال از سر شوق وذوق كه شيمهء طالبان لقاست .
ديگرى ملازمت ومداومت در أوقات لايقه كه قوابل ورود فيوض حضرت أعلى است وفلاح اخروى كه ثمرهء اين ذكر لساني است - چنانچه هم فحواى كلام حضرت نبي منعام عليه الصلاة والسّلام ، از آن خبر مىدهد كه « 6 » « يا أيّها الناس ، قولوا لا إله إلّا اللَّه تفلحوا » « 7 » - منوط به تحقيق اين أمور مذكوره است .
هامش
( 1 ) . ف : نى .
( 2 ) . ف : - حضرت .
( 3 ) . م : + / و .
( 4 ) . ف : نمايند .
( 5 ) . ف : فرمايند .
( 6 ) . ف : - كه .
( 7 ) . مناقب آل أبي طالب ، ج 1 ، ص 51 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج 1 ، ص 15 وج 2 ، ص 612 .