تميز فصول را همه منوط بدو شناختهاند ودر فلك ، كواكب را نيز « 1 » محكوم وتابع أو يافتهاند وأو را بر جمله مسلّط به جهت استفاضهء بعضي از نور أو همچو « 2 » قمر ومحترق شدن باقي در مقارنهء أو ورجعت واستقامت وأوج وحضيض وخسف بعضي بر نسبت قرب وبُعد أو وأمثال اينها چنانچه در كتب نجوم وهيئت مبيّن « 3 » است - بنا بر اين آفتاب را پرستش كنند ودر حين طلوع ، سجده بر أو « 4 » برند وادعيه خوانند واستمداد نمايند .
وروز يكشنبه وساعت اوّل أو را چون به آفتاب نسبت كردهاند ، در آن حين بخورها كنند وقربانها سازند ولباسهاى مناسب پوشند وتمثالها از طلا يا أحجار ديگر « 5 » كه هم به شمس منسوب بود ، سازند وسحرها كنند جهت نفع . ودر حين خسوف تام چون نور شمس از قمر بالكلّ مسلوب است وقمر منحوس ودر هفتم كه دليل خصم است صورت خصم را سازند جهت دفع و « 6 » سحرها كنند وضررها رسانند - خذلهم اللَّه - .
وبعضي ديگر به زحل تقرّب جويند وفلك أو چون أعظم « 7 » وأعلى است ، حكم وتأثير أو را بر همهء كواكب ، ترجيح نهند وتسخير أو را عبادت دانند ودر پرستش أو جملهء افعالى را كه بدو منسوب ساختهاند ، كنند ؛ چنانچه بر خاكستر نشينند و « 8 » برهنه در مواضع تاريك وكُنجهاى ويران ومغارهاى جبال دور از خلق ، جاى گيرند وگرسنگى كشند وبعضي سياه پوشند ولتهء سياه كه به زحل منسوب است ، بر سر كه به حمَل منسوب است ، بندند ، تا نسبت با مبدأ ادوار - چنانكه بيان شد - اتمّ گردد وخواص ، بهتر وزودتر ظاهر شود وسر نتراشند وناخن نگيرند وچرك ، دور نكنند وادعيهاى كه به زحل منسوب است ، خوانند وبخورات بدبوى مناسب كنند وساعت أول را از روز شنبه كه هر دو « 9 » به زحل منسوب است ، تعظيم كنند ودر اين آن ، أكثر
هامش
( 1 ) . ف : هم .
( 2 ) . ف : همچون .
( 3 ) . ف : كتب هيأت ونجوم مبرهن .
( 4 ) . م : - بر أو .
( 5 ) . ف + / سازند .
( 6 ) . ف : - و .
( 7 ) . ف : + / وأقوى .
( 8 ) . ف : - و .
( 9 ) . ف : - هر دو .