جز به قوّت تحمّل « 1 » اقوياى أرباب يقين وصحّت تصرّف اتقياى أهل تمكين ، ميسّر نگردد ؛ چه اين گروه ، دل از مال وجان وخان ومان « 2 » به كلّى برداشتهاند وهرچه جز اوست ، جمله را عدم انگاشتهاند . « 3 »
نقل است كه از أهل توكّل ، مؤمني ومؤمنهاى پير را دو پسر بود به كمال بلوغ رسيده وخط سبز ، گرد رخسار دميده . خواستند تا فرزندان را به حصن سنّت نكاح در آورند وكأم دل از ديدار « 4 » أحفاد برآورند . دو زن نيكو صورت ، جهت هر دو پسر بخواستند ودو خلوتخانه ، جهت ايشان بياراستند . چون شبانگاه رخت انداختند وخانه بپرداختند ودست زنان « 5 » به دست پسران سپردند . پس بيرون آمدند ومنتظر نشستند « 6 » ودست از غم جهان بشستند . ناگاه آوازى ناملايم از هر دو خانه شنيدند . بىمحابا به خانه در دويدند .
هر دو جگر گوشه را بىتوشه ، مسافر آخرت يافتند واز اثر حيات هيچ در ايشان نيافتند .
از غايت حيرت به خود « 7 » فرو رفتند وليكن جز « الله خير الحاكمين » هيچ نگفتند . چون از زنان ايشان ، حال « 8 » باز پرسيدند ، چنان شنيدند « 9 » كه يكى قبل التّصرف ويكى بعد التّصرف مقبوض يد قدرت شدهاند . بازگشتند وبه خانه رفتند . « 10 »
چون روزى چند برآمد ، اين « 11 » مؤمن ومؤمنه به جانب حج ، روانه « 12 » شدند وچون سعادت زيارة كعبه دريافتند ، مدّت پانزده سال در آن منزل مبارك ببودند . « 13 » بعد از آن عزيمت « 14 » وطن مألوف نمودند . چون محن سفر كشيدند وبه وطن رسيدند ، خود از قدرت بىنهايت يزدانى وقضاى بىمنتهاى سبحانى ، يكى از آن دو زن كه تصرّف بر أو « 15 » واقع شده بود ، حامله گشته بود « 16 » وبيست پسر به يك شكم
هامش
( 1 ) . ف : كمل .
( 2 ) . ف : خانمان .
( 3 ) . ف : انگاشته .
( 4 ) . م : مريدار .
( 5 ) . م : زن .
( 6 ) . ف : - ومنتظر نشستند .
( 7 ) . م : - به خود .
( 8 ) . ف : زنانشان أحوال .
( 9 ) . ف : - چنان شنيدند .
( 10 ) . ف : + / و .
( 11 ) . ف : آن .
( 12 ) . ف : روان .
( 13 ) . ف : بودند .
( 14 ) . ف : عزم .
( 15 ) . ف : در آن .
( 16 ) . ف : - بود .