فتور تا حدّ « 1 » فراغ واز اين جهت بود كه حضرت نبوي عليه السلام فرمود كه : « استتمام المعروف خيرٌ من ابتدائه » « 2 » يعنى به انجام رسانيدن كار خير ، بهتر از آغاز كردن است .
سيوم « 3 » بعد العمل و « 4 » در اين حال ، ناگزير است از صبر ، چنانچه منع كند « 5 » نفس را از بزرگ داشتن عمل خود تا « 6 » محفوظ ماند از آفت عجب ومنع كند از افشا واظهار آن تا مصون ماند از شرور سمعه ؛ چه اظهار طاعات وافشاى عبادات ، مهبط « 7 » أجور ومنتج ويل وثبور است .
نظم
آنها كه كمال نفس جويند * با ديو هوا به گفت وگويند
هرگز ندهند وايهء نفس * دايم شكنند پايهء نفس
تا جان ، سپر بلا نسازى * باشد همه طاعت تو بازى
از زهد وعبادت ريايى * هرگز نرسد كسى به جايى
بگذر ز منّى وهم ز مايى * گر طالب رحمت خدايى
بگذار طريق خودفروشى * تا خلعت لعنتش نپوشى
بر محنت دوست ، صبر مىكن * غم را به رضا تو جبر مىكن
ابن عبّاس رضي الله عنه فرمود كه : صبر در قرآن بر سه مرتبه است ؛ أول بر اداى فرايض واين صابر را عند اللَّه سيصد درجه است . دوم « 8 » صبر از محارم وأو را ششصد درجه است . سيوم « 9 » صبر بر صدمت أول مصايب واين صابر را نهصد درجه است وفضل اين مرتبه بر مراتب ديگر از آن جهت است كه هركه مؤمن صادق است ، بر اداى فرايض و « 10 » اجتناب از محارم ، صبر تواند كرد . اما صبر بر أول سطوت ورود مصايب
هامش
( 1 ) . م : ماجد .
( 2 ) . الأمالي طوسي ، ص 596 ؛ كنز العمّال ، ج 6 ، ص 401 : « استتمام المعروف أفضل من ابتدائه » .
( 3 ) . ف : سيم .
( 4 ) . ف : - و .
( 5 ) . ف : كنند .
( 6 ) . م : يا .
( 7 ) . ف : محيط .
( 8 ) . ف : دويم .
( 9 ) . ف : سيم .
( 10 ) . ف : + / از .