تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩

شهيد اول

محمد بن جمال الدين ( بن مكى بن شمس الدين محمد ) دمشقى جزينى در سالهاى 771 تا 786 ق زعامت شيعيان را بر عهده داشت . شخصيت و مقام علمى او در ميان فقها بيش از حد توصيف است ، به طورى كه بعضى از صاحب نظران و آگاهان گفته‌اند : در بين فقهاى سلف مجتهد مطلق جز شهيد اول كسى نبوده است . معروف است مىگويند : از شيخ اعظم انصارى پرسيدند چرا اجازهء اجتهاد به كسى نمىدهيد ؟ فرمود : به جز شهيد اول نسبت به اجتهاد هيچ يك از علما و فضلاى ديگر قطع و يقين حاصل نكرده‌ام . بعضى از انديشمندان احتمال داده‌اند و گفته‌اند : شايد انگيزهء اين گفتار شيخ اعظم اين بوده است كه وى مجتهد مسلم و جامع كسى را مىدانسته است كه علاوه بر اجتهاد در بحثهاى فقهى - اجتهادى در مقدمات آن يعنى صرف و نحو ، منطق ، كلام ، تفسير و اصول نيز نظر اجتهادى داشته باشد و چون كسى را با اين خصوصيات نمىيافت از دادن اجازه خوددارى مىكرد . شهيد اول در مباحث فقهى و هم در مقدمات آن ( صرف ، نحو ، منطق ، اصول و . . ) از علماى پنج مذهب معروف اسلام ( اثنا عشرى ، حنفى ، مالكى ، شافعى و حنبلى ) اجازهء اجتهاد داشت در حالى كه براى هيچ يك از علماى مسلمين چنين امتيازى وجود نداشت . او بسيارى از مراكز جهان اسلام را ديدن كرد و در مجامع بزرگان اهل سنت شركت جست و بسيارى از كتابهاى علمى آنها را مورد مطالعه و بررسى قرار داد و حتى از آنان روايت كرد ، آن چنان كه در اجازهء خود به ابن خازن مىگويد : « حدود چهل تن از عالمان بزرگ اهل سنت را كه در شهرهاى مكه ، مدينه ، بغداد ، مصر ، دمشق ، بيت المقدس و مقام ابراهيم خليل بودند ملاقات نمودم و اينك از آنان روايت مىكنم . » او تأليفات بسيارى از خود به يادگار گذاشت ، مانند : الذكرى ، الدروس الشرعية فى فقه الاماميه ، غاية المراد فى شرح نكت الارشاد ، اللمعة الدمشقيه و القواعد و غير اينها . آثار او از جهت سبك نگارش ، دقت نظر ، ژرف انديشى و وسعت ديد درخشندگى خاصى دارند و پيوسته اين آثار گرانقدر مورد توجه و مراجعه دانشپژوهان و پژوهشگران بوده است .