والمنقول ، حاوي الفروع والأصول ، مولانا وشيخنا المعتمد آخوند ملّا احمد نراقى « 1 » مشرّف شدم واز صحبت آن بزرگوار ، استفادهء بسيار از براي اين بىبضاعت حاصل شد .
[ آغاز تأليف « المقاصد المهمّة » ]
ودر اين سال ، در قريهء نراق شروع به تصنيف كتاب مقاصد المهمة كه در أصول نوشتهام ، نمودم وآن مدّتى كه در آن جا بودم ، در طي مباحثهء معالم ، أصول المقاصد را مىنوشتم ودر وقت مراجعت به كاشان ، جمعى از حقير خواهشمند اين مطلب شدند كه كتاب قوانين المحكمة را كه از جملهء كتب عالم عامل فاضل كامل ، مقتدانا ومقتدى الأنام ، ميرزا أبو القاسم قمى است ، از براي ايشان مباحثه كنم . حقير هم با اعتراف به قلّت بضاعت وكمي استطاعت ، آن امر را قبول نمودم ودر ضمن مباحثهء آن ، باز مقاصد را مىنوشتم ودر بسيارى از مواقع در عبارات قوانين شبهه مىكردم وكسى كه متصدّى حلّ آن بشود ، نمىديدم . بالآخرة ، عريضه به خدمت آن عالي جناب ( ميرزاى قمى ) نوشتم به عربى وبعض أبحاث خود را در آن درج كردم وبه خدمت آن عالي جناب فرستادم .
آن عالي جناب ، أبحاث حقير را جواب فرمودند وبراي حقير فرستادند وحقير در جوابهاى آن بزرگوار ، تأمّل بسيار كردم بعضي جوابها كه به نظر حقير صحيح نمىنمود ، رد كردم . بعد از آن كه جوابها را بالتمام به نظر فكر وتأمّل ديدم وردّى كه داشتم ، بر آن نوشتم ، صورت عريضه را با صور اسئله واجوبه در رسالهاى نوشتم وآن را مسمّا به فصل الخطاب كردم وآن رساله را در كتاب مجمع الرسائل كه أغلب رسايل خود را در آن جمع كرده [ أم ] ، ذكر نمودهام .
وچون أكثر مقاصد را در طىّ مباحثه ومطالعهء قوانين نوشتم ، در بسيارى از مواضع ،
هامش
( 1 ) . علامه ملّا أحمد بن مهدي بن أبو ذر نراقى كاشاني ( م 1244 ق ) وپدرش ملّا مهدى نراقى ( م 1209 ق ) ، ازعالمان برجستهء شيعه هستند كه در بسيارى علوم اسلامى مهارت داشته وتصانيف زيادى نگاشتهاند .