تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
[ 88 ]

ذِكْرُ الأوْلِياءِ يُنْزِلُ الرَّحْمَةِ

. ياد كردن أوليا ، فرود مىآورد رحمت را .
چون كنى ياد دوستانِ خداى * درِ رحمت به روى « 1 » بگشايد هر كجا ذكر أوليا گذردرحمت حق فرود مىآيد
[ 89 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : ذُلُّ الْمَرْءِ فِي الطَّمَعِ

. واز كلام اوست : خوارى مرد در طمع است .
خلق را مىكند ذليل ، طمع * گر همه سر به سر طمع باشد « 2 » بي طمع باش تا عزيز شوىخوارى مرد ، در طمع باشد
[ 90 ]

ذَلِيْلُ الفَقْرِ عَزِيزٌ عِنْدَ اللَّهِ

. درويش خوار ، عزيز است نزديك خداى .
عزّتِ خوارِ خلق دارى اگر * في المثل گرچه چوب تمر بُود هر كه درويش شد ، مبينش خوار * زان كه نزد خدا عزيز بُود
[ 91 ]

وَقَالَ : ذَلاقَةُ اللِّسانِ رَأسُ المَالِ

. وگفت : نرمى زبان ، سرِ مال است .
هر كه دارد زبان خوش با خلق * مالدار است ، گو ز فاقه منال زان كه از قول مرتضى باشد : * چربى ونرمى زبان ، سرِ مال ؟
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : به روت . ( 2 ) . در نسخهء « ح » : همهء شر كس طمع باشد .