مطابق شود وبه اين بيان ، مدّت حملْ ده ماه وچند روز شود ؛ چه ابتدأ از ايّام تشريق جمادى الأخرى وآخر هفدهم يا دوازدهم يا هشتم يا دهم ربيع الأول باشد ، واگر متابعت خبر شيخ صدوق كنيم ، مىگوييم حمل در حج اوّل ماه جمادى الثانية وولادت در حجّ ثاني از آن بود . پس لازم آمد كه حجّ سابق بر حجة الوداع ، در حجّ أول ذي الحجة باشد نه حج آخر ذي القعدة ، چنانچه مجاهد نقل كرد وحجة الوداع ، در حجّ دوم از ذي الحجة واقع شد . پس مدّت حمل ، نُه ماه وچند روز شود ، چون در مقابل خبر صدوق ، اعتباري به قول مجاهد يا خبر أو نيست وخبر نيز مطابق است به آنچه مشهور است در ميان اماميه ، چنانچه علّامهء مجلسي ذكر فرمودند وأهل سنّت ، چنانچه از كلمات صاحب سيرهء حلبيه معلوم مىشود كه مدّت حمل ، نُه ماه بود ؛ بلكه در جمله از اخبار ولادت ، تصريح به آن شده . پس ظاهر شد به حمد اللَّه تعالى كه خبر بودن حمل در جمادى الآخرة ، منافاتى با بودن ست آن نُه ماه وبودن آن در ايّام تشريق ندارد .
فصل
در تعيين روز ولادت از ايّام هفته وتشخيص آن از ايّام ، ادّلهء أهل سنّت واماميه منعكس باشد ؛ چه ، ايشان متفقاند كه در روز دوشنبه بوده ودر دوازدهم ، جز شهرتى بي أصل وخبري ضعيف ، مستندى ندارد وچون جمع ما بين اين دو چنانچه گذشت ممكن نيست ، ناچار بايد دست از دوازدهم بردارند ؛ چه ، مخالفت اجماع محقّق روا نباشد ، وامّا اماميه ، پس در هفدهم ، متّفق به ملاحظهء نادر وشاذ بودن قول كلينى ( ره ) ودر روز از ايّام هفته مختلف ، چه جمعى در جمعه ودستهاى دوشنبه دانند وبسيارى ، اسمى از ايّام هفته نبردند . پس اگر قاعدهء حسابيه موافقت نكرد ، در دست برداشتن از آن ، ما را محذورى لازم نيايد ؛ اگر چه جمعه را به مشهور نسبت دادند وعلّامهء مجلسي ، قول به تأخير
ميراث حديث شيعه — صفحة 442
مساهمون: مهدى مهريزى
ص٤٤٢