والماسك « 1 » من أسبابك بحبل الشرف الأطول
آن كز پى دستگيرى كلّ أمم * آويخته از أوج عطا حبل كَرَم
خود هم كه جهان به مِهرش آمد ز عدم * در آن مىبود اعتصامش محكم
والناصع الحسب في ذروة الكاهل الأعبل « 2 »
چون پاكى أصل ذات ، سرمايهء اوست * پس ذِروهء صُلب اصفيا پايهء اوست
أو قامت طوباست كه از رفعت قدر * سُكّان بهشت ، جمله در سايهء اوست
والثابت القدم على زحاليفها في الزمن الأوّل « 3 »
آن پردهء عصمت ز أزل كرده قِماط « 4 » * وانگه ز همان قماط افكنده بساط
لغزنده بسى كسان در اين كهنه رباط * أو بود كه داشت استقامت به صراط
هامش
( 1 ) . « المستمسك » غير مطابق . تفسير « حبل اللّه » در آيهء وافى هدايهءوَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً[ آل عمران ، آيهء 103 ] در بعضي أحاديث به ولايت أمير المؤمنين عليه السّلام ودر بعضي به قرآن است وهر دو به مضمون حديث « إنّي تارك فيكم الثقلى » ، لازم وملزوم وتوأمان ، بلكه مغايرت بالاعتبار في مابينشان است . منه . رحمه اللّه .
( 2 ) . مراد از « كاهل أعبل » ، أصلاب عاليهء آباء آن حضرت است . منه رحمه اللّه .
( 3 ) . يعنى قدم عقل كامل وفهم شامل آن حضرت به حسب عنايت أزلي ثابت بود بر مواضع لغزيدن اقدام عقول در زمان أول . منه رحمه اللّه .
( 4 ) . ريسمانى كه با آن ، دست وپا را ببندند . ( فرهنگ لاروس ) .