نمودهام » ، دوست داشتنى نيست كه بدون سابقه از عبادت وتقوا بوده باشد وبعد از آنكه عبادت وتقوا باعث محبّت خدايى شود ، در اين صورت ، اگر تيسير وتوفيق شود ، اجر واعطايى است مولد استحقاق أجور وعطاياى ديگر شود ومعنى فقرهء دويم حديث ، آن است كه : « خلق كردم شر را وجارى كردم آن را در دست هركه دشمن داشتم أو را » ، به اين معنى كه خذلان أو نمودم وسبب قدرت از أو نكرده وأو را بر ترك آن ملجأ نداشتم تا به اختيار ، آن فعل از أو صادر شد واين ، باز همان تيسيرى است كه خداى تعالى مىفرمايد كه :
« وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنى وَكَذَّبَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى »
« 1 » .
واين دشمن داشتنى كه خداى تعالى مىفرمايد به شرح مذكور ، دشمن داشتنى نيست كه بدون سابقه از معاصي وخطا باشد وبعد از آنكه معاصي باعث بغضي از جناب الهى شود ، اگر تيسير ، يعنى خذلان كرده شود تا معصيت را عاصى به اختيار خود نمايد ، حكم معاقبه ونكال مىدارد كه موجب ومولد استحقاق معاقبات ديگر شود . اگر چه حديث مذكور را به چند معنى ديگر كه آسانتر باشد ، تفسير مىتوان كرد ؛ امّا براي إبان وآشكارا شدن كلمهء حقّهء به همين معنا كه به حسب ظاهر مشكل مىنمود ، على سبيل الاستعجال به طريقهء حسنى صورت ارتسام پذيرفت ، والحمد للَّهربّ العالمين .
هامش
( 1 ) . سوره ليل ، آية 8 - 10 : واما هر كه بخل ورزد وراه خلاف تقوى بپيمايد وتكذيب حقايت قيامت نمايد ، پس به زودى كار را بر أو مشكل سازيم .