مىتوان به نكات زير در شرح اين حديث شريف دست يافت .
« هل رأيت رجلًا » ، در اين عبارت به دو نكته بايد توجه كرد :
الف : رؤيت بر دو گونه قابل اعتبار است ، رؤيت ظاهري كه در عالم ناسوت با چشم سر ميسّر است ، ورؤيت حقيقي كه با چشم سِرّ در عالم ناسوت ميسر مىباشد . چه رؤيت حقيقي به معنى انكشاف وعدم حائل وواسط است كه فقط در جهات مجردات به وقوع مىپيوندد ، لذا رؤيت چشم سر ، لمحهاى از همان انكشاف در عالم مجردات است .
ب : « رجل » ، در اين عبارت ، نشانگر انسان كامل است كه تمام كمالات أو به فعليت رسيده است . با توجه به مقام تخاطب در حديث ، در مآل ، مراد از رجل يا حضرت ختمى مرتبت است ويا نفس شريف مولاي متقيان .
« من أنت . . . إلى أين » ، سائل در اين مقام درصدد دريافت چستى ماهيت انسان كامل است ، از اين رو با سه پرسش ، از علت مادي وصوري ، از علت فاعلى واز علت غايى اين حقيقت سؤال مىكند .
« طين » حال چون اين مادهء ناسوتى عجينى از آب وخاك است ، مىتواند حامل سه نوع از صور باشد ، [ 1 ] : صورت ملكوتي بالغ در مرتبهء ولايت ، [ 2 ] : صورت فرومايهء منحط در مرتبه ناسوتِ بالغ در مقام تفرعنيت ، [ 3 ] : صورت متوسط بين دو حقيقت رباني وشيطانى كه صورت عادى عباد اللَّه است .
بنابراين چون از طينِ انسان كامل گفتگوست ، طين مورد نظر از گونهء طين أول است كه حامل صورت ولايت مىباشد .
« فقلت من أنا » ، سائل چون از دريافت حقيقت كلام معصوم عاجز است واز سويى هويت خود را فرومايهتر از معصوم
ميراث حديث شيعه — صفحة 146
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٤٦