چو شيرين شهره شد در دلربايى 787
چو گشت از گردش چرخ جفا كيش 103
چو مهر باخترى همچو ماه كنعانى 92
چون باز براستى بحقّ بنده شديم 723
چون تواش مى دادى وشد بىادب 730
چون كه اين بحر موج زن آيد 731
چه بود اين دود آتش دم كه شد از شيب زي بالا 813
چه رنجها كه كشيدم چه تلخها كه چشيدم 253
حبّذا معجزهء دلخواهى 1139
حريف خام طمع زآمده لبالب جام 397
حمله بردند اسپه جسمانيان 1058
حيرتى دارم حزين از حال أبناء زمان 1134
خان والاشأن جم دربان حسين خان كز أزل 177
خذ بيدَى فرهاد في يوم حشره 1026
خواست خرد راه به ذاتش برد 61
خواهم از ساقىّ مهوش تا نمايد لطف عام 764
خواهم چو چنار پنجه بگشايم 1063
خواهى اگر فراغ برون كن تو از دماغ 50
خواهى كه اگر به طور دل حقّ بيني 905
خورشيد أزل ز رخ چو برداشت نقاب 905
خورشيد وجود تا ز رخ پرده گشود 905
خوشترين كاريست مدح خواجة بايد خويش را 1063
خون شفق سرخ كرد دامن نيلى طبق 323
خيال وصل تو چون آيد اندرآغوشم 1112
مرآة الشرق ( موسوعة أعلام الشيعة الإمامية في القرني الثالث عشر والرابع عشر ) — صفحة 1418
مساهمون: محمد أمين الإمامي الخوئي
ص١٤١٨