زمرهء خيل أسيران به هزاران تشويش 334
سال فوتش را ثريا با يكى افسرده گفت 805
سحر از كوه خاور تيغ اسكندرچو شد پيدا 1385
سخن از لعل تو هر جا كه روم مىشنوم 798
سر به سر آهوى اين دشت شكار نظر است 761
سرمستى جاودان كسى راست 386
سرود خيل ملائك ز أوج هفت طبق 350
سرود مرتجلًا « مجد » بهر تاريخش 897
شاه خرد كه سكهء دانش به نام اوست 781
شب آمد اى بت چنگى به چنگ بر زن چنگ 781
شب گذشته بديدم به عالم رؤيا 1358
شد موفق داور إيران چو اين دلكش ضريح 443
شكر كه از يارى يزدان من 1064
شكر للَّهما به كوى عاشقى مردانهايم 225
شكست دل گهى از زلف وگه از چشم مست افتد 971
شمس نو از مطلع جديد برآمد 284
شيندستم كه اندر معدنى تنگ 300
صبحي كه سر برآورد از خاك آفتاب 93
طبيب آمد وعاجز شد از علاج دلم 827
طرفه حالي است كه آن شوخ پرى رو به كسى 152
عاشق خويش اگر ز آتش غم جوش كنى 1152
عالمي نيست به جز دوست همه عالم اوست 973
عروس مهر آراست چون آراست بر سر زرفشان معجر 1024
عقل گفتا اسداللهى باز 144
مرآة الشرق ( موسوعة أعلام الشيعة الإمامية في القرني الثالث عشر والرابع عشر ) — صفحة 1421
مساهمون: محمد أمين الإمامي الخوئي
ص١٤٢١