باغ از فيض نسيم وراغ از ابر بهار 177
با قصه محشر به جهان عيش حرام است 115
با يكى عشق ورزى از دل جان 1388
بتاج الدولة چون داده لقب شاه 825
براي ديدن روى نگار مهوش خود 254
بر باد فنا تا ندهى گرد خودى را 822
بر چهره پريشانى آن زلف سياه 972
بزرگوارى ومردى رميده اسبى بود 1246
بستى پى خون ريختم تيغ ستم را 831
بسكه دل از شوق تو اى لعبت مست 1114
بسمل امروز منم در همه آفاق ونشاط 152
بعد از اين جز در ميخانه مرا نيست مقام 143
بنام خداوند عقل آفرين 384
بود مبارك هر عيد خاصه عيد صيام 1064
به اقبال داراى يزدانپرست 305
به بين شرافت ميخانه مرا اى شيخ 673
به جاى ظالم شقى نشسته عادل تقى 1064
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست 973
به چشم عجب سوى كاه كرد كوه نگاه 301
به غير ماه را بىمهر وبا من مهربان كردى 561
به قصد صيد تو چون رشحه ديدمش گفتم 747
به كوى حضرت جانان سفيرى ره برد جانان 757
به گاه صبح چو خورشيد سر زد از خاور 485
به نام خداوند داناى فرد 867
مرآة الشرق ( موسوعة أعلام الشيعة الإمامية في القرني الثالث عشر والرابع عشر ) — صفحة 1416
مساهمون: محمد أمين الإمامي الخوئي
ص١٤١٦