تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
مثنوى است كه مؤلف در سال 903 آن را سروده است . وى مى گويد كه در اين سال بر اثر دگرگونى دوران وجنگهاى داخلى ايران ( مراد جنگهاى اوايل روى كار آمدن صفويه است ) مجبور شد كه به كوهى وروستايى پناه ببرد و در آنجا يارى كه همراهش بوده از وى خواسته اين مثنوى را بسرايد . او مى گويد كه مرد ميدان شعر سرايى نيست ولى در نثر كتابهاى عالى دارد . نسخه حاضر كه چند برگ اول آن افتاده عنوانهاى زير را دارد : ستايش سيد احمد ( مراد خان احمد گيلانى است ) ، سبب نظم كتاب ، درنصيحت فرزند سفر كرده وتحريص بركسب كمال ، در داستان پسر لقمان حكيم و سفر كردن او ، رسيدن سعد به صحبت پير سعيد نام ، فى معنى قوله عليه السلام الحكمة ضاله الحكيم ، تمامت قصه راهب ، در آيين عروسى ، تاويل حكايت به توفيق ميان آفاق وانفس داستان پسر پادشاه چينى كه به ملك يمن افتاد ، فى معنى قوله عليه السلام الايمان يمانى ، رسيدن بهزاد به شهر ارم وعاشق شدن او به بهروز دختر پادشاه يمن ، داستان جوان تاجر مسعود نام كه به شهر چين به پادشاهى رسيد ، داستان حاتم طايى شرح حال سلمى دختر پادشاه و عاشق شدن زياد بر او ، در تاويل داستان به لسان اهل معرفت ، حكايت شهناز وشاپور ، داستان زهره وآموختن اسم اعظم از هاروت وماروت ، داستان نعمان منذر ، داستان محمود واياز ونسخه تا نيمه داستان محمود واياز را دارد . نمونه اى از ابيات اين مثنوى چنين است :
در نهصد و سه زعهد ايام * از عهد زمانه رفت فرجام
در ستايش سيد احمد مد لله ظله ( گويا خان احمد گيلانى ) .
يك الفت نامه كنم ساز * كاحباب به دو شوند دمساز من خود سرشاعرى ندارم * هنگامه ساحرى ندارم ار شعر كم اعتبار دارم * نه فخر به دو نه عار دارم از نثر به كف عصاى اعجاز * كو سحر زشعر خويش پرداز در شعر اگر چه غايتم نيست * در گفتن آن كفايتم نيست عقدى به كف آمد از لالى * ز آسوديش بزم ورزم خالى بر طور كلام اگر كليمم * پا نگذرد از حد گليمم در مزرع نامه آنچه نامى است * يك خوشه زخرمن نظامى است تا در فن شعر پر نكوشم * شد در نصيحتش بگوشم از شعر مجوبلند نامى * كان ختم شده است بر نظامى زين دام غمى كزو اسيرم مى باش بفضل اوست گيرم
1407 ) نسخه شماره : 3102 - 112 / 16 آغاز :
اى عذر پذير در پذيرم * پامال مساز دست گيرم از بارگنه قد چو دالم * دالست بر اعوجاج حالم
انجام :
كردند روانه تاجرى زود * كز بهرشه از وى آورد سود تاجر زوى ارچه كاستش زر * بر گنج مراد شد مظفر
فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى ) — صفحة 475 | على صدرائى خوئى