تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستگان نسخه هاى خطى ترجمه هاى فارسى قرآن ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
سخت بود و كامى كران و راستر * بدرستى كه مر تو راست در روز تسبيح دراز * و ياد كنم نام خداوند خود را و از خلق ببر بسوى او باز ديدنى * پروردگار مشرق و مغرب نيست مگر او پس بگير او نگاه‌بان * و صبر كن بر آنچه مىگويند و يكسو شو از ايشان يكسو شدنى نيكو * و مگذار مرا بدروغگويان را خداوند نعمت و زمان داده ايشان را اندك * نزديك ماست عقوبتها كردن و دوژخ * و طعامى گلوگير و عذابى دردناك * آن روز بلرزد زمين كوههاء و باشد كوههاء چون نزديك و فرو ريخته * بدرستى كى بفرستاديم ما بسوى تو پيغامبرى گواه بر شما چنانك بفرستاديم ما بسوى فرعون پيغامبرى * پس نافرمان شد فرعون پيغامبر را پس بگرفتم او را گرفتنى سخت * پس چگونه بپرهيزند اگر كافر شوند شما روزى را كه بكند كودكان را پيران * آسمان بشكافد به دو هست وعدهء خداى كرده * حقا كه اين قرآن بنديست بس هر كى بگيرد بسوى خداوند خويش . . . . 146 آيهء 20 :
وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
و طلب آمرزش كنيد از خدا به تحقيق خداى تعالى آمرزندهء كناهان مهربان بر بندگان است . . . . 601 قيامت آيات 38 40 :
فَخَلَقَ فَسَوَّى * فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ . . .
بيافريد و راست كرد * كرد از او دو جفت نر و ماذه * همى نيست ان توانا بر انك زنده كند مرده را . . . . 85 دهر ( انسان ) آيات 1 4 :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
*
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ . . .
بنام خداوند مهربان بخشاينده است * هيچ آمد بر مردم روزگار يعنى جند سال از روزگار نبود جيزى ياذ كرده * كى ما بيافريديم مردم را از نطفه آميخته آزموده كردى او را پس بكرديم او را شنوا و بينا * حقا كه ما راه نموديم او را راه اطاعت را اما آزادى كننده و اما سباسى كننده * حقا كه ساختيم ما سر كافرون را زنجيرها . . . . 146 اعلى آيات 1 8 :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
*
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى * الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى . . .
بنام . . . * تسبيح گو نام خداوند خود را برتر . . . بدرستى كه او ميداند آشكار را و آنج مىبوشد و آسان كنم ترا براى . . . . . . 166 نصر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
*
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ * وَ رَأَيْتَ النَّاسَ . . .
. بنام خداى بخشايندهء مهربان * چون آيد نصرت خدا و فتح * و بينى مردمانرا كه داخل مىشوند در دين خدا فوجها * پس تسبيح گوى بستايش پروردگارت و آمرزش خواه ازو بدرستى كه او باشد توبه پذيرنده . . . . 580 تبت ( مسد )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
*
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ * ما أَغْنى . . .
بنام خداى بخشاينده مهربان * هلاك باد دو دست ابىلهب و هلاك شد * كفايت نكرد ازو مالش و آنچه كسب كرد * زود باشد كه داخل آتش صاحب زبانه * و زنش بردارندهء هيمه * در گردنش ريسمانيست از ليف خرما . . . . 580