منظومِ امير حسين بن عالم هروى ( م 718 ق ) ، و به امرِ پير خود بهاء الدين يعقوب تبريزى سروده است .
[ الذريعة : 18 / 226 ؛ منزوى : 4 / 3073 ؛ آستان قدس : 11 / 273 ؛ مجلس :
26 / 180 ]
آغاز :
به نام آنكه جان را فكرت آموخت * چراغ دل به نور جان بر افروخت
ز فضلش هر دو عالم گشت روشن * ز فيضش خاك آدم گشت گلشن
انجام :
غرض زين جمله تا از ما كند ياد * عزيزى گويدم رحمت بر او باد
. . . مسلمانى برون از اين مقام است * بگويم با تو رمزى كان كدام است
بكس مپسند هر آنچه نيست در خور * مسلمانى همين است اى برادر
نسخهها :
ش 309 ، آغاز و انجام : برابر نمونه ، نستعليق ، محمد جعفر بن ميرزا محمد نصير صافى ( متخلص به آصفى ) ، چهارشنبه 14 ذيحجة الحرام ( سال ذكر نشده ) ، قرن 13 ق ، تمام صفحات مجدول شنگرف و زرين و لاجورد ، صفحهء اول داراى سر لوح مذهب مرصع ، 46 برگ ، 12 سطر ، 10 * 18 ، جلد : تيماج زيتونى سوخت ، با ترنج با سر ، مجدول گرهى .
گوهر مراد
( كلام - فارسى )
از : عبد الرزاق بن حسين فياض لاهيجى ( 1072 ق )
[ ذريعه : 18 / 250 ]
آغاز : گوهر مرادى كه غواص فكرت را از درياى حيرت در كف انديشه . . . اما بعد بر ورق گزارش چنين نگارش مىنمايد .
انجام : يتقرب الى العبد بالنوافل حتى كنت سمعه الذى بى يسمع و بصره الذى بى يبصر و يده .
نسخهها :
ش 367 ، نستعليق ، اندكى از انجام افتادگى دارد ، آغاز و انجام : برابر نمونه ، بدون