زسينه اين دل بى معرفت را مىكنم بيرون * چرا بيهوده گيرم در بغل ميناى خالى را
نسخهها :
ش 293 ، از قافيه الف تا نصف ميم ، از آغاز و انجام افتادگى دارد ، آغاز :
از شوق ناوكت همه تن آب ميشوم * پيكان چسان بماند در استخوان ما
چون جنبش نسيم تغافل شود كليم * مانند موج مىرود از كف عنان ما
انجام :
كمال فطرت ذاتى رسيد تا حدى * كه حال شخص تواند شناختن ز ايام
ز دلنشينى پيوسته ظل شاهى او * خورد به گوش بدان سان كه بوى گل بمشام
نستعليق ، بدون نام كاتب ، قرن 13 ق ، تمام صفحات مجدول زرين و شنگرف ، 111 برگ ، 15 سطر ، 9 * 16 ، جلد : گالينگور .
ش 32 ، شامل حدود چهارصد و پنجاه بيت از غزليات وى با قافيه تاء مىباشد ، از اول و آخر افتادگى دارد ، آغاز :
راه قاصد را به مژگان رُفت چشم * عاقبت آورد بهر ما خط بيزاريت
مرهم زخم دلم چون لاله غير از داغ نيست * چشم دارم اينقدر دلسوزى از غمخواريت
انجام :
تمام نسل بزرگان اگر نكو باشد * ز بحرزاده تنگ ظرفى حباب چراست
ز ذوق فقر و فنا بىخبر چه مىداند * كه جغد معتكف منزل خراب چراست
شكسته نستعليق ، بدون نام كاتب ، بدون تاريخ كتابت ، برخى از اوراق پايانى رطوبت ديده است ، رسالهء هجدهم مجموعه ، « 179 ر 194 پ » 16 برگ ، 15 سطر .
ديوان نسيمى
( فارسى )
از : سيد عماد الدين شيرازى بغدادى حروفى ( م 837 ق )
[ الذريعة : 9 / 1187 ؛ منزوى : 3 / 2570 ؛ دانشگاه : 14 / 3641 ]