قدر فلك را كمال و منزلتى نيست * در نظر قدر با كمال محمد
انجام :
پيرى ديدم به خانه خمارى * گفتم ندهى ز رفتگان اخبارى
گفتا مىخور كه همچو ما بسيارى * رفتند و كسى باز نيامد بارى
شكسته نستعليق ، على ، 18 جمادى الثانى 1299 ق ، قريه حيدر آباد ، 69 برگ ، سطور مختلف ، 8 * 15 بياضى ، جلد : تيماج قهوهاى مجدول .
ديوان شعاعى
( فارسى )
از : محمد حسين بن محمد باقر شعاعى شيرازى متخلص به شعاعى ( قرن 14 ق )
نسخهها :
ش 32 ، از اول و وسط و آخر افتاده است ، آغاز :
آن كه مسند افكند بر روى هفتم آسمان * زير حكمش ربع مسكون است گويى نيست هست
اى پسر كمتر نصيحت كن مرا بر ترك عشق * در ره او عقل مجنون است گويى نيست هست
انجام :
شكر كه دارم كنون دست در آغوش دوست * چاره بيچارگان كرد چنين چاره ساز
خواست شعاعى تو را حاجت او شد روا * كرد مرا دادگر از دو جهان بى نياز
نستعليق ، بدون نام كاتب ، بدون تاريخ كتابت ، رسالهء نهم مجموعه ، « 75 ر 89 » 15 برگ ، 11 سطر .
ديوان كليم كاشانى
( فارسى )
از : ابو طالب كليم كاشانى ( م 1061 ق )
[ الذريعة : 9 / 915 ؛ سپهسالار : 2 / 659 ؛ مجلس : 26 / 292 ]
آغاز :
بدل كردم بمستى عاقبت زهد ريايى را * رسانيدم به آب از يمن مى بنياد تقوى را